بسمه تعالی
عزت نفس
چگونگی احساس فرد درمورد خویش را عزت نفس می گویند که می تواند به صورت احساسی مثبت یا برعکس منفی خود را نشان دهد. این احساس از لحظه تولد فرد، در او ایجاد می شود و در مسیر زندگی تجربیات و رویدادهای گوناگون فرد بر آن تأثیر می گذارد .
روش های تقویت عزت نفس :
١- فرزندتان را از بدو تولد ببوسید و در آغوش بگیرید.
٢- بر اساس نیاز کودک به او شیر یا غذا دهید.
٣- محیط خانه را طوری برای او امن و خوشایند کنید که او به راحتی بتواند بازی کند و فعالیت های کودکانه را تجربه کند.
۴- با صرف وقت و توجه به او بفهمانید که او اهمیت دارد.
۵- بگذارید کودک تان خود کارها و وظایف خویشتن را به تنهایی انجام دهد و اگر در انجام کاری احساس ناتوانی می کند به او فرصت دهید بر این احساس ناتوانی غلبه کند اما هرگز به جای او کاری انجام ندهید.
۶- دوستان او را بشناسید و با آنان ارتباط برقرار کنید. با این روش فرزندتان می فهمد که به او و دوستانش علاقمندید.
٧- به گفته های او گوش بدهید زیرا او احساس می کنند گفته هایش برای شما اهمیت دارند.
٨- به فعالیت های آموزشی و تحصیلی او علاقه نشان دهید، معلم او را بشناسید؛ در این صورت کودک احساس می کند به فعالیت های آموزشی او توجه می کنید.
٩- در بعضی از فعالیت های او مثل ورزش یا بازی شرکت کنید.حتی اگر این فعالیت را دوست ندارید.
١٠- به فرزندتان مطابق با سن او مسئولیت دهید. مانند مرتب کردن اتاق و یا جمع کردن اسباب بازی ها.
١١- هر گز کودک تان را مسخره یا سرزنش نکنید. با این کار عزت نفس وی را نابود می کنید.
١٢- اجازه دهید فرزندتان در کارهای خانه به شما کمک کند، این کار احساس لیاقت را در او افزایش می دهد.
١٣- کودک تان را به انجام مهارتهای جدید تشویق کنید.
١۴- در هنگام تصمیم گیری یا حل یک مسأله ، در پیدا کردن راه حل ها به او کمک کنید اما بگذارید خودش تصمیم بگیرد و راه حل مناسب را انتخاب کند، اجازه دهید در تصمیم گیری های مربوط به خانه به شما کمک کند.
v ثابت قدم باشید، بچه ها باید قوانین رفتار و پیامد عدم رعایت قوانین را بدانند. با آنها در این مورد صحبت کنید.
v اجازه دهید فرزندتان عقاید خود را بیان کند حتی اگر با آن موافق نباشید، با این کار به او نشان می دهید که عقایدش برای شما مهم است.
v رفتار کودک را از شخصیت او جدا بدانید. اگر رفتاری نادرستی از او سر زد اعلام کنید رفتارش درست نبوده اما خود او را دوست دارید.
v از فرزندتان عکس بگیرید و با همدیگر عکس ها را ببینید ، با این کار او احساس می کند خانواده با ارزش است.
v به گونه ای رفتار کنید که بچه ها به شما اعتماد کنند. این مسئله از کودکی شروع می شود. زمانی که نیاز های تغذیه ای او را به موقع بر آورده می سازید، به تدریج با بزرگ شدن او خواسته های منطقی او را نیز پاسخ می دهید.
v هرگز کودکتان را با دیگران مقایسه نکنید.
v رفتار خود فرزندتان را تأیید کنید.
v هرگز فرزندتان را با القاب تحقیرآمیزی مثل تنبل، احمق، چاق یا نظایر آن کوچک نکنید.
v بچه ها را با کتک زدن و خشونت تنبیه نکنید با این کار تنها خشونت را یاد می گیرند.
v به فرزندتان بیاموزید مؤدب باشد و با او مؤدب باشید.
v او را به رعایت نظافت و آراستگی تشویق کنید.
v در نهایت توصیه می شود درمورد رشد و تحول فرزند خود آگاهی های لازم را کسب کنید تا بتواند با شیوه های مناسب تری با آنان رفتار نمایید. راههای پرورش اعتماد به نفس
اعتماد به نفس را این گونه تعریف کرده اند که اعتماد به نفس یعنی ایمان به توانایی های ذاتی و استعدادهای فطری خویش و ایمان به یاری خداوند در پرورش و گسترش آنها.
اعتماد به نفس با ارزش و اعتبار شما رابطه مستقیم دارد. اولین قدم برای ساختن زندگی بهتر و شادی اعتماد به نفس است.
اعتماد به نفس باعث میشود اطمینان و آرامش شما افزایش یابد.اگر به خود اطمینان داشته باشید به خود احترام میگذارید.اگر به خود احترام بگذارید میتوانید به دیگران احترام بگذارید و روابط خود با دیگران را ارتقاء دهیدو در نتیجه دستاوردها و شادی روحی خود را افزایش دهید.
اعتماد به نفس پایین باعث افسردگی، احساس بدبختی، ناامنی، اطمینان پایین میشود که ممکن است سبب شود خواسته های دیگران را بر خواسته های خود مقدم بدانید.سرزنش های درونی مدام شما را آزار میدهند، باعث زمین خوردن شما در هر رقابتی میشود و آنها را برای شما غیر ممکن نشان میدهد
روانشناسان می گویند در اعتماد به نفس قدرتی است که توانایی ها و اقتدارتان را دو چندان می کند.
- یکی از بهترین راههای ایجاد و پرورش اعتماد به نفس این است که شب در بستر، پیش از آن که به خواب فرو روید با اندیشه های قدرتمند سرشار از اعتماد به نفس به ذهنتان خوراک برسانید. روانشناسان همچنین معتقدند که آخرین اندیشه هایی که پیش از خواب به سرتان می آیند در مدت زمان خواب به ذهن نیمه آگاهتان خوراک می رسانند. اگر در این هنگام ذهنتان را از اندیشه کامیابی و توانگری و ثمرات نیکو سرشار کنید، ذهن نیمه هشیارتان آنها را به صورت فرمان از شما می پذیرد.
- یکی دیگر از بهترین عبارات تأکیدی برای ایجاد اطمینان و اعتماد به نفس این است که:
((خداوند دوستم دارد، خداوند هدایتم می کند و خداوند راه را نشانم می دهد.))
منتظر نشوید تا دیگران به شما اطمینان و اعتماد به نفس بدهند یا تحسینتان کنند.
- راه دیگر ایجاد و پرورش اعتماد به نفس را می توان تماس با کسانی دانست که دارای اعتماد به نفس می باشند.
- همچنین شیوه دیگر را می توان پرورش شهود و تجسم یا تخیل خلاق دانست و دانشمندان اعتقاد دارند که شهود و تخیل خلاق دو قدرت نبوغ آمیز انسان هستند.
و خلاصه آن که در خودتان و دیگران مواردی نظیر: قدردانی، تحسین و تمجید که از جمله نکات مثبت می باشدرا تقویت کرده و دل و جرأت به خرج دهید و از دیگران نیز تعریف و تمجید کنید و آنها را ستایش کنید، با مردم مهربان باشید و با کلامی مهر آمیز آنها را به سوی تعالی و کامیابی سوق دهید. (کاترین پاندر- گیتینشانه های ضعف اعتماد به نفس
علائم و نشانه های فیزیکی : معمولاً یک یا چند علامت از نشانه های فیزیکی زیر مبین و نشانه ضعف اعتماد به نفس است:
۱- لبهای آویزان ۲- صورت پژمرده و سیمایی غمگین ۳- چشمان بی فروغ ۴- لرزش ضعیف دست ها ۵- صدای ضعیف و نامطمئن ۶- پشت قوز کرده ۷- ظاهری شلخته و نامرتب.
همچنین علائم و نشانه های شخصیتی افراد مبتلا به ضعف اعتماد به نفس را می توان در یک یا چند طبقه زیر جای داد:
- افراد مهاجم و ستیزه جو، افراد کم رو و گوشه گیر، افراد متکبر و مغرور، افرادی که در تمام زمینه ها تشنه رقابت هستند، افرادی که لاف می زنند و به دیگران فخر می فروشند، افرادی که به سختی نیاز به کامل و بی عیب بودن را در خود احساس می کنند، افرادی که محتاج تصدیق از سوی دیگران هستندخوشدل)
چگونه اعتماد به نفس خود را ارتقا دهیم؟
توانا کسی است که به توانایی خویش اعتماد دارد. راه های موفقیت فقط جلوی پای صاحبان عزم و کسانی است که موانع را با لبخند استقبال می کنند و همان گونه که امرسون می گوید: ((مردی که با اراده برای رسیدن به یک ستاره، اسب می تازد احتمال موفقیتش بیشتر از کسی است که برای رسیدن به منزل خویش با بی حالی در معبر تنگی می خزد.))
اعتماد، مادر موفقیت است، مهارت را بیشتر می کند، نیرو را زیادتر می سازد، مغز را سالم تر می کند و بر قدرت عمل می افزاید. کاری که انجام می دهید حاصل عقاید شما، عزم و اراده شما و اعتماد شماست. اگر اینها ضعیف باشند، حاصل کارتان نیز ضعیف است.(سید حسینی، رضا، :۸۵)
اگر جوانان به نیروی ایمان واقف باشند و بدانند که نیروی فکری چه معجزاتی دارد، مسلماً به بالاترین مقامات می رسند. پیوسته از قدرت اراده بحث می کنیم، اراده نیز یکی از اشکال ایمان است. اراده یعنی تصمیم به انجام یک کار و نشانه ای از ایمان به توانایی خویش در انجام آن کار است.
هیچ کس تا ایمان به توانایی خویش در انجام کاری که شروع کرده است نداشته باشد قادر به انجام آن نیست، ایمان به پیروزی خود نیل به پیروزی است. وقتی که می خواهید کاری را انجام دهید، پیوسته پیش خود تکرار کنید که قادر به انجام آن هستید، به این ترتیب جرأت شما زیاد می شود و جرأت پایه اصلی ایمان است و بالاخره اگر ایمان و اعتقاد به نیروی خود داشته باشید، اگر موفق شده باشید که احساسات معنوی تان را به خوبی متوجه هدف خویش سازید، مسلماً به تمام آمال و آرزوهایتان خواهید رسید.
هر روز موضوع شاد و مورد علاقه ای برای خود پیدا کنید و هرگز از خاطر دور نسازید که خداوند وعده نیکی های فراوانی به شما داده است. به پیروزی خود معتقد باشید و بدانید که موفق خواهید شد و اطمینان داشته باشید که خواستن توانستن است.(همان مآخذ: ۸۸-۸۶)
چگونه اعتماد و اطمینان را افزایش دهیم؟
میخواهید اعتماد به نفس خود را در محل کار افزایش دهید. از رویارویی با دیگران و ارائه نظراتتان لذت ببرید و در روابطتان با دیگران موفق باشید.
با ترس خود روبرو شوید. آنها به آن بدی که فکر میکنید نیستند. روبرو شدن با آنچه از آن میترسید باعث افزایش اعتماد به نفس میشود
خطاهای خود را فراموش کنید. واز آنها درس بگیرید و از تکرار دوباره همان خطا جلوگیری کنید. اما خود را به خاطر اشتباه خود و اینکه ممکن است موفق نشوید محدود نکنید. دوباره سعی کنید، حالا شما باتجربه تر قوی تر و عاقل تر هستید. خود را در تله گذشته نیندازید
بدانید چه میخواهید و آن را بدست آورید. برای به حقیقت پیوستن رویایتان باید خود را سزاوار آن بدانید.
وقتی موفقیت کسب میکنید به خود پاداش بدهید. هیچ کس دیگری این کار را نخواهد کرد! هیچ کاری از این آسانتر نمیشود وقتی که شما برای کمک به خود وقت میگذارید.
صحبت کنید. اغلب اوقات در مورد یک موقعیت یا یک شخص دچار توهماتی میشویم که درست نیستند اگر شک و تردیدو سؤالی برای شما پیش بیاید و آنرا رفع نکنید این شک و تردید روی رفتار شما تأثیر منفی میگذارد.
مغلوب نشوید! چیز دیگری را انتخاب کنید. شما که با یک تجربه ناموفق مغلوب نمیشوید؟ آیاهیچ کس قبل از موفقیت شکست نخورده است؟ تنها چیزی که احتیاج دارید یک راه متفاوت است.
منابع و مآخذ :
۱- بیابانگرد، اسماعیل، روش های افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان کشور، بهار ۱۳۷۳.
۲- مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، انتشارات تهران، ۱۳۶۳.
۳- سیف، علی اکبر، روانشناسی پرورشی، انتشارات آگاه، چاپ چ
نظرات ()مزایای ارزشیابی توصیفی:
کارنامه فقط نمرات شامل نمیشود
در ارزشیابی توصیفی، کارنامه فقط نمرات خام را شامل نمیشود بلکه در ارزشیابی توصیفی، کارنامه، تمامی فعالیتها، مهارتها و نگرشهای کودک را توصیف میکند. به فعالیت های دانشآموز به دیده احترام نگریسته و موهبتهای طبیعی و انسانی او بیشتر از آزمونهای سنتی نشان داده می شودو این باور را در هر دانشآموز ایجاد می کند که قابلیت رشد و پیشرفت دارد وتوالی ارزشیابی ـ آموزشی موجب میشود که شایستگی فرد رشدنموده و اعتماد به نفس او افزایش یابد و فراگیر به خوبی یاد بگیرد که چگونه آموختهها را در وضعیتهای دشوار و ناآشنا به کار گیرد. این روش توانایی تصمیمگیری و تشخیص وضعیت را در فرد رشد میدهد و این هدف آموزش است.
ü ارزشیابی توصیفی برای یادگیری است نه ارزشیابی از یادگیری
ارزشیابی توصیفی در خدمت آموزش قرار گرفته و جزء لاینفک آن به شمار میرود ودر این طرح معلم باید ارزشیابی مستمر را جزئی اساسی در فرآیند یادگیری بداند که به طور مداوم از ابتدای سال تحصیلی تا پایان سال ادامه دارد. از ویژگیهای این طرح بازخورد پیوستهای است که دانشآموز از معلم میگیرد. زیرا معلم موظف است که در جریان این ارزشیابی تمام گزارشهای رفتاری، علمی و اجتماعی دانشآموز را در پوشههای مربوطه (پوشه کار) جمعآوری و به صورت کتبی و شفاهی، فردی یا گروهی به اطلاع دانشآموز و والدین برساند.
ü در ارزشیابی توصیفی، معلم در کنار دانشآموز است نه در مقابل او
در این روش، برخلاف گذشته معلم در کنار دانشآموز است نه در مقابل او. واین ارتباط باعث از بین رفتن اضطرابهای ناشی از برگزاری آزمون و بهبود روابط معلم و دانشآموز میگردد. زمانی که تنها نمره ملاک ارتقا باشد معلم، اولیا و دانشآموز با ابهاماتی راجع به نتیجه مواجهند. از سویی گروهی فکر میکنند در این روش مردودی وجود ندارد در حالی که اینگونه نیست، در ارزشیابی توصیفی نیز مردودی با دلایل و مستنداتی به جز امتحان پایانی صورت میگیرد. در این سیستم تلاش میشود که دانشآموز مردود نشود و از طریق مشاوره و بهداشت روانی از این امر جلوگیری به عمل آید. مشاور آموزشی و پرورشی درباره مکانیسم مردودی در ارزشیابی توصیفی میگوید: در این طرح پس از آموزشهای جبرانی و ترمیمی در صورتی که معلم تشخیص دهد دانشآموزی نیاز به تکرار پایه دارد، با ارائه مدارک و شواهد معتبر از وضعیت یادگیری کودک نظر خود را به شورای مدرسه اعلام میکند. در صورت تصویب شورا و متقاعد شدن والدین و حتی خود دانشآموز، تکرار پایه صورت میگیرد.
ü ارزشیابی توصیفی در 6 محور اصلی، نظام ارزشیابی را تغییر میدهد
شش محور اصلی در نظام ارزشیابی، توسط ارزشیابی توصیفی متحول میشود، اولین محوری که با ارزشیابی توصیفی تغییر میکند، تغییر مقیاس قاطع 20 - 0 به مقیاس ترتیبی است
در طول سالیان دراز نمره 20 مورد احترام و توجه بوده است و معلمان ما نتایج آزمونها را بر اساس آن به دانشآموزان و والدین بازخورد دادهاند که همین امر باعث رقابت نامطلوب گردیده است. اما مقیاسهای ترتیبی و توصیفی کمتر ایجاد رقابت میکند و مشکلات نمرههای کمّی را ندارد. در این روش والدین به جای اینکه از فرزند خود بپرسند، امروز چند گرفتهای؟ میپرسند، امروز چه یادگرفتهای؟
محور دوم تغییر تأکید از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی می باشد در نظام سنتی آموزشی، معلمان از طریق ارزشیابی پایانی، نتایج یادگیری دانشآموزان را به صورت نمره گزارش میدهند و توجهی به چگونگی یادگیری و بهبود آن ندارند. ولی در ارزشیابی توصیفی، معلم، ارزشیابی را در خدمت آموزش قرار داده و تلاش میکند که ارزشیابی او به یادگیری بهتر منجر شود
محور سوم:تنوع بخشی به ابزارهای جمعآوری اطلاعات
در ارزشیابی سنتی رایج، از آزمونهای مداد و کاغذی ( امتحان) و پرسشهای کلاسی استفاده میکنیم. اما در طرح ارزشیابی توصیفی، ابزارهای جمعآوری اطلاعات، متنوع شده و علاوه بر امتحانهای کتبی و شفاهی، ابزارهای دیگری مانند پوشه کار، مشاهدات، تکالیف درسی، آزمونهای عملی، برگه ثبت گزارش و چک.
ü گزارش پیشرفت به جای کارنامه تحصیلی
محور چهارم شامل تغییر در ساختار کارنامه است در طرح ارزشیابی توصیفی، کارنامه تحصیلی، گزارش پیشرفت نام گرفته است. در گزارش پیشرفت توضیحات مفصلتر و عمیقتر به شکل توصیفی بیان میشود و تنها به گزارش وضعیت درسی اکتفا نمیگردد بلکه به ابعاد عاطفی، جسمانی و اجتماعی دانشآموز توجه شده است. بدین طریق والدین درمییابند کودکانشان در چه بخشهایی مشکل دارند و برای بهبود تحصیلی فرزندانشان چه باید بکنند. محور پنجم ا تغییر در مرجع تصمیم گیرنده درباره ارتقای دانشآموزان می باشددر نظامهای سنتی ارزشیابی، تصمیمگیری درباره ارتقای دانشآموز به نمرههای پایانی او بستگی دارد و حتی در سالهای اخیر، این تصمیمگیری را به عهده رایانه گذاشتهاند. ولی در ارزشیابی توصیفی به دلیل اینکه اطلاعات جمعآوری شده متنوع و شامل دادههای کمی و کیفی است تحلیل و ترکیب این دادهها و نتیجهگیری آموزشی مبنی بر آن، از جمع تصمیمها درباره ارتقا یا عدم ارتقای دانشآموز به عهده معلم و شورای مدرسه است.
ü ارزشیابی توصیفی به همه جنبههای عقلانی واجتماعی،عاطفی و جسمانی توجه میکند
محور ششم توجه همه جانبه به تمامی جنبههای رشد عنوان کرده و میگوید: در الگوی ارزشیابی توصیفی، علاوه بر رشد بعد عقلانی دانشآموز به جنبههای دیگر رشد، از جمله بعد اجتماعی، عاطفی و جسمانی نیز توجه شده است. معلم در طول سال با مشاهده رفتار و عملکرد دانشآموز گزارشی از وضعیت و جنبههای ذکر شده را به صورت توصیفی ارائه میدهد.
وی در ادامه میگوید: دقت در رعایت نکات بهداشتی، کسب عادتهای مطلوب جسمانی، همکاری با دیگران، عمل به قوانین و مقررات مدرسه، احترام به دیگران و شرکت در مباحث و گفتوگوها از جمله انتظاراتی است که در این طرح به آنها توجه شده است، انتظاراتی که در نظام سنتی کاملاً نادیده گرفته شده است.
ü شوق انگیز شدن آموزش، منوط به تغییر ابزار ارزشیابی است
پیشرفت و شوقانگیز شدن آموزش خصوصاً در مقطع ابتدایی منوط به ابزار ارزشیابی از نوع کمی به کیفی است تحقیقات نشان داده است در ژاپن به عنوان یکی از تجربههای موفق آموزش، از سه منبع: 1) احساس تعلق به مدرسه 2) پرورش کل شخصیت کودک و 3) ارائه محتوای مناسب، استفاده شده است و دانشآموزان ژاپنی، 30 درصد از محتوای آموزشی را در ساعات آموزش و به صورت مستقیم در مدارس دریافت میکنند و بدین ترتیب فرصتهای بیشتری برای یادگیری تلفیقی و زندگی شوقانگیز در مدرسه فراهم میشود.
و تغییر محتوای درسی در جهت خلاق شدن دانشآموزان را از دیگر ویژگیهای روشهای آموزشی در ژاپن بوده و تلفیق آموزشها با واقعیتهای زندگی دانشآموز و ارائه روشهای حل مسئله و تصمیمگیری در موقعیتهای مختلف زندگی از دیگر مواردی است عنوان معلم باید عمیقاً باور داشته باشیم که هر دانش آموز قابلیت رشد و یادگیری را دارد به شرط آنکه ما ابزارهای سنتی ارزشیابی را که بدون توجه به تفاوتهای فردی، فقط به دنبال نقطه ضعف هاست رها کنیم و ابزاری بسازیم که توانایی ها را شناسایی کند و به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و زمینه را به گونه ای مهیّا کنیم که نمره گرایی از بین برود و معلم و دانش آموز و اولیا همه به دنبال کیفیت کار باشند نه کمیت.
نظرات ()ارزشیابی:
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی یکی از عناصر مهم و اساسی برنامه های درسی و نظام های آموزش و پرورش جهان محسوب می شود.
در واقع امتحان نوعی ارزشیابی است که طبق اصول معینی انجام می شود هر کاری که قضاوتی به همراه داشته باشد ارزشیابی است که بعضی از مواقع سنجش و ارزشیابی معادل به کار می روند، اما به واقع هم معنا نیستند. سنجش، اندازه گیری عملکرداست و مشتمل بر قضاوت نیست و این نقش بر عهده ی ارزشیابی است
و وسیله ای برای توصیف تغییر رفتار دانش آموز در جهت اهداف آموزش و پرورش وکمک به بهبود یادگیری است که 7 هدف اساسی را به دنبال دارد.
1- اصلاح روش تدریس بااستفاده ازخلاقیت ونوآوری
2- آشنایی دانش آموز باهدفهای آموزشی – درسی
3- تصحیح نتایج فعالیّت های فراگیران و دادن بازخورد به آنها.
4- تصمیم گیری برای شروع مراحل بعدی تدریس بااستفاده ازروش ها وابزارهای اندازه گیری
5- کمک به یادگیری دانش آموزجهت سازگاری اجتماعی درکنارپیشرفت تحصیلی
6- ارتقاء و طبقه بندی دانش آموزان بارعایت قواعد اخلاقی وانسانی درارزشیابی به طوریکه موجب خدشه د ارشدن حقوق وسلامت روانی دانش آموز یامعلم نگردد
7- برانگیختن رغبت و علاقه ی دانش آموزان به یادگیری باتوجه به آمادگی عاطفی روحی وروانی
تاریخچه ی ارزشیابی:
از گذشته های بسیار دور تاکنون ، افرادی که با تدریس و آموزش سروکار داشته اند ، برای پی بردن به میزان موفقیت فراگیران خود از مطالب و محتوای آموزش داده شده ، به صورت های مختلف ارزشیابی استفاده کرده اند . اجرای آزمون خدمات اجتماعی از سه هزار سال پیش در چین آغاز شد . در این زمان یکی از امپراطوران تصمیم گرفت شایستگی ماموران خود را بسنجد . از آن پس ، کسانی به مشاغل دولتی منصوب می شدند که نمره های خوبی در موسیقی ، سوارکاری ، حقوق مدنی ، نویسندگی اصول کنفسیسوس و آگاهی از تشریفات می گرفتند . بر پایه منابع تاریخی در ایران در زمان شاپور ، پادشاه ساسانی ، در جندی شاپور برای دانشجویان پزشکی ، مجالس امتحان و آزمایش برگزار می شد و به شرکت کنندگان در امتحان به شرط موفقیت اجازه نامه پزشکی داده می شد . در اواخر دوره زندیه برای آن که مسلم گردد اطفال، شرعیات و تعلیمات دینی را فراگرفته اند ، امتحان آخر سال در حضور علما ، رجال شهر و اولیا آنها به صورت فردی و شفاهی برگزار می شد . در دوره قاجار، معمان هر روز از شاگردان درس پرسیده و توانایی آنها را از طریق امتحان ارزشیابی می کردند . آنچه مسلم است ارزشیبای های انجام گرفته در گذشته ،به طور عمده به صورت شفاهی و یا عملی بوده که به نوبه خود نقش بسیار موثری در افزایش مهارت سخنوری و کارایی افراد داشته است . در مدارس قدیمی روم و یونان نیز امتحان شامل بیان شعر با صدای بلند و یا ارایه سخنرانی بوده است
تا قرن نوزدهم امتحانات کتبی ناشناخته بود شاید بتوان تلاش های انجام گرفته در سال 1854 در مدارس بوستون آمریکا را به عنوان یکی از اولین تلاش ها برای استفاده از از اندازه گیری در امر ارزشیابی به حساب آورد . در این حرکت سعی شد تا نمرات داشن آموزان به مثابه منبعی جهت ارزشیابی برنامه های آموزشی به کار گرفته شود و به این ترتیب امتحانات کتبی رایج گردید
تاریخچه ارزشیابی به عنوان عملی غیررسمی قدیمی تر از آن است که در نگاه اول به نظر می رسد . مطالعه جوامع مختلف و چگونگی اجرای تصمیات حکومتی هر یک دلیلی بر وجود ارزشیابی ( به صورت خام خود ) در دورانهای گذشته است . در گذشته بسیار دور تاکنون معلمان و سایر افرادی که با تدریس و آموزش سروکار داشته اند ، برای پی بردن به میزان به موفقیت فراگیران خود از مطالب آموزش داده شده به صورت های مختلف از امتحان استفاده می کرده اند ،با توجه به منابع موجود در ایران باستان ،یونان و روم از امتحان استفاده می شده است . مثلاً سقراط و سایر معلمان یونانی در کلاسهای درس خود از سوالات امتحانی استفاده می کرده اند . بر پایه ی منابع تاریخی در زمان شاپور پادشاه ساسانی در جندی شاپور برای دانشجویان پزشکی مجالس امتحان و آزمایش برگزار می شدو به شرکت کنندگان در امتحان به شرط موفقیت اجازه نامه پزشک داده می شد همچنین در قرن هفتم هجری چون تعداد داوطلبین ورود به مدرسه مستنصریه بغداد از ظرفیت مدرسه بیشتر بوده ،از شاگردان هنگام ورود به مدرسه امتحان می گرفتند و از میان آنان تعداد لازم را انتخاب می کردند . در مدارس دوره قاجاریه معلم هر روز و هر هفته از شاگردان خود درس می پرسیده است و توانایی آنها را از طریق امتحان ارزیابی می کرده است . در این مدارس معلم درس جدید را بر پایه توانایی دانش آموزان می سنجید و مسئله شب امتحان یا ایام امتحان مفهومی نداشته است
در مدارس دوره قاجاریه ارزشیابی دو مرحله داشته است :1-ارزشیابی مرحله ای که هر روز یا هر چند روز یک بار صورت می گرفت .2- ارزشیابی نهایی که در پایان کتاب یا مطلب انجام می شده است و با آئین خاصی همراه بوده است .در مدارس دوره ی قاجار امتحان و آموزش هر دو جنبه فردی داشتند و در بیشتر موارد امتحان شفاهی و در حضور شاگردان دیگر صورت می گرفت امتحان کتبی فقط در موارد ضروری نظیر املاء و خط به عمل می آمد و به جای آئین نامه امتحانات برای هر شاگرد یک آئین نامه خاص در پایان یک کتاب یا یک درس به اجراء درمی آمد
همچنین در حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح ، چینیها برای استخدام افراد برای کار در خدمات شهری به انجام آزمایشها و امتحان هایی دست می زدند که خود نوعی ارزشیابی محسوب می شد . امروزه نیز شبیه به همین امر اما به نحو بسیار پیشرفته برای انتخاب افراد و به کار گماردن آنها در مشاغل گوناگون استفاده می شود
در واقع کاربردهای جدید این امر از هنگام جنگ جهانی دوم شروع شد . یعنی در جایی که ارتش آمریکا برای هدایت هواپیماهای جنگی و سایر مشاغل مهم نیاز به استخدام افراد کارآزموده ای داشت که بتواند در هنگام ضرورت با توجه به اطلاعات گردآوری شده ، صحیح ترین و سریع ترین تصمیمها را اتخاذ کنند
در اوایل سده 1900 جنبش علمی جایگاه خاصی در صنعت و آموزش و پرورش به دست آورد تاکید این نوع مدیریت بر نظامدار کردن ، استاندارد کردن و از همه مهمتر کارآیی سازمان بود . در آموزش و پرورش کارایی معطوف به مدرسه ومعلمین گردید و نقش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به مثابه ، معیرای مهم برای این کارآیی در نظر قرار گرفت . تلفیق این دو حرکت یعنی رشد جنبش اندازه گیری و مدیریت عملی باعث شد به طور طبیعی ابزارهای جدیدی برای اندازه گیری پدید آید . پدید آمدن آزمونهای استاندارد پیشرفت تحصیلی و آزمونهای هدف مرجعی از جمله نوآوری های طبیعی بود . هر یک از این آزمونها بعداً برای یکی از انواع ارزشیابی ها به کار گرفته شده . زیرا هدف استفاده از آنها متفاونت بود . به طور مثال ، آزمونهای استاندارد که براساس آزمونهای نرم – مرجع ساخته می شود . برای قضاوت به مثابه مقایسه دانش اموزان با یکدیگر به کار برده می شوند و این مقایسه خود می تواند به مثابه مقایسه یک برنامه با برنامه دیگر و قضاوت در مورد سودمندی آنها یکی از هدفهای ارزشیابی تراکمی است ، باشد برای ساخت آزمونهای استاندارد شده باید ارزشها و فنون اندازه گیری نقش اول را برعهده داشته و طوری آنها را آماده می سازند که در محدوده وسیعی به کار گرفته شوند . چنان که در اوایل کار نیز این از این آزمونها برای بررسی جامع نظام های تحصیلی در برنامه های بزرگ استفاده می کردند . شاید اولین کوشش رسمی در زمینه ارزشیابی را بتوان از سال 1845 در نظر گرفت که در آن عملکرد مدارس بوستون آمریکا مورد ارزشیابی داده های ارزشیابی به کار گرفته شد شیوه ای که هنوز هم اهمیت خود را کاملاً حفظ کرده و لذا اندازه گیری نمرات پیشرفت تحصیلی فراگیران به عنوان جزءلاینفک ارزشیابی آموزشی در نظر گرفته می شود نه خود ارزشیابی
در سالهای اولیه 1900 میلادی ، نیز رابرت ثراندیک که به عنوان پدر جنبش آزمونهای تربیتی نامیده شده کوشش کرد تا دست اندرکاران تعلیم و تربیت را با ارزش سنجش و اندازه گیری در تغییرات رفتار انسانی آشنا کند . این جنبش در طول دو دهه اول قرن بیستم در آمریکا گسترش و پالایش یافت . نفوذ عقیده و نظرات ثراندیک در ارزشیابی به قدرت جدی و عمیق است که امروزه با وجود پیشرفت ارزشیابی به عنوان رشت های مستقل از اندازه گیری ، هنور هم مفهوم اندازه گیری و ارزشیابی در اکثر موارد مترادف و حتی قابل تبدیل به یکدیگر به کار می رود
در سالهای 1398-1877 جوزف مایدریس در یک مطالعه عملکرد درست نوشتن حدود 3000 دانش آموز آمریکایی را مورد مطالعه قرار داد . از این مطالعه به عنوان نخستین فعالیت ارزشیابی آموزشی که به صورت رسمی و نظامدار اجرا شده نام برده می شود . بیشتر فعالیتهایی که در آغاز قرن بیستم به آنها عنوان ارزشیابی آموزشی داده شده با آزمون کردن دانش آموزان در مدارس ارتباط پیدا می کند . در اوایل قرن بیستم آزمونهای استاندارد شده رواج پیدا کردند و تقریباً همزمان با آزمونهای استاندارد شده جنبش اعتبار گذاری بر موسسات و برنامه های آموزشی در آمریکا آغاز گردید . از آن زمان به بعد از فرآیند اعتبارگذاری به عنوان یکی از روشهای اصلی در ارزشیابی موسسات آموزشی استفاده شده است . تاکید بر فعالیت دانش آموز و آنچه که وی در یک برنامه انجام می داد را می توان مشخصه اصلی فعالیتهای انجام شده در سالهای قبل از 1930 دانست . به عبارت دیگر تا سال 1930 فعالیت و عملکرد تحصیلی دانش آموز پایه و اساس ارزشیابی را تشکیل می داد . موفقیت یا شایستگی برنامه درسی از طریق اندازه گیری های حاصل از نمره های آزمون و برداشتهای ذهنی مشخص می گردید . در این روش که به آنان اندازه گیری مدار می گویند ، کشف شایستگی یک برنامه آموزشی عملکرد تحصیلی دان شآموز مورد توجه قرار می گرفت . ضمناً ارزشیابی فقط به اندازه گیری متغیرهایی منحصر می شد که امکان مشاهده و اندازه گیری آنها وجود داشت
رالف تایلر در فاصله 1390 تا 1945 ضمن فعالیتهای خویش به این نتیجه رسید که یک برنامه آموزشی باید حول هدفهای آموزشی مشخص سازمان و تدوین یابد . قضاوت در مورد موفقیت یا عدم موفقیت برنامه باید با توجه به میزان موفقیت فراگیران در رسیدن به هدفهای تعیین شده برای برنامه انجام پذیرد . تایلر بر دامنه وسیعی از هدفهای آموزشی نظیر برنامه درسی و امکانات آموزشی تاکید نمود . وی همچنین ضرورت تهیه ، تدوین ، طبقه بندی و توصیف هدفهای آموزشی با واژه های رفتاری را در آغاز مطالعه ارزشیابی مورد تاکید قرار داده است . بدین ترتیب تایلر ارزشیابی آموزشی را به یک « فرایند تعیین میزان انطباق هدفها و عملکردهای برنامه » تبدیل نمود و وی نتیجه گرفت که تصمیم های اتخاذ شده در مورد برنامه باید الزاماً براساس انطباق هدفهای برنامه و بازده های واقعی برنامه صورت پذیرد . برای جمع آوری اطلاعات در مورد بازده های واقعی برنامه از روشهای مختلف نظیر آزمونهای نوشتاری، مشاهده ، مصاحبه و بررسی تکالیف و تمرینهای فراگیران استفاده نمود . حوزه ارزشیابی آموزشی حدود 25 سال از ایده های تایلر پیروی می کرد . رالف تایلر را باید بنیان گذار ارزشیابی آموزشی حدود دانست . وی برای اولین بار یک تعریف مشخص و روشن برای ارزشیابی آموزشی ارائه نمود . همچنانکه گفته شد ،تایلر ارزشیابی را عمل مقایسه هدفها و عملکردهای برنامه می داند » تفاوت عمده روش تایلر با سایر روشها در این است که وی با بیان واضح و روشن هدفهای آموزشی برنامه را قبل از اجرای عمل ارزشیابی در این است که وی با بیان واضح و روشن هدفهای آموزشی برنامه را قبل از اجرای عمل ارزشیابی توجه می کند و معتقد است که عامل ارزشیابی باید به برنامه ریزان آموزشی کمک کند تا بتوانند رفتارهای مورد نظر را که انتظار می رود در اثر اجرای برنامه آموزشی دررفتار فراگیران شرکت کننده در برنامه بوجود آید مشخص سازند و تنها پس از مشخص ساختن و تدوین هدفهای رفتاری برنامه است که می توان یک برنامه درسی را تدوین نمود و پس از اجرای برنامه تدوین شده تغییرات بوجود آمده در رفتار فراگیران را از طریق سوالهای آزمونها مورد سنجش قرار داد . استافل بیم (1971 ) ضمن بررسی فعالیتهای ارزشیابی انجام شده که با استفاده از شیوه تایلر به اجراء درآمده بود . به این نتیجه رسید که مربیان قادر نیستند رفتارهایی را که انتظار می رود فراگیران در اثر شرکت در برنامه کسب کنند معین سازند . وی شیوه تایلر را به علت تاکید بر انجام عمل ارزشیابی در پایان اجرای برنامه آموزشی و عدم توجه به فراگرد اجرای برنامه مورد انتقاد قرار داد . استافیل بیم به منظور غلبه بر ضعف های روش تایلر ضرورت تدوین یک مفهوم بهتر و جامع تر را برای ارزشیابی مطرح نمود
در رابطه با استفاده از آزمونها در امر ارزشیابی در اولین مطالعه (1930 ) که به منظور پایان یافتن مجادله در مورد پذیرفتن فارغ التحصیلان متوسطه مدارس پیشرفته از طریق کالجها بود . تایلر و اسمیت آزمایش تجربی را با بیش از 300 کالج شروع کردند که موافقت کرده بودند از ملاکهای سنتی پذیرش دانشجو به نفع پذیرش 30 درصد از فارغ التحصیلان مدارس پیشرفته دست بردارند . در این مطالعه که هشت سال طول کشید ، اظهارنظر نسبت به موفقیت دانش آموزان در نیل به هدفهای آموزشی مورد نظر بود ، لذا پیشرفت اظهارنظر نسبت به موفقیت دانش آموزان در نیل به هدفهای آموزان فارغ التحصیل از مدارس عادی با هم مقایسه شد. در این مطالعه آنها برای گردآوری اطلاعات به نحو بسیار گسترده ای از آزمونها و مقایسه ها ، سیاهه ها و پرسشنامه و فهرست های مختلف استفاده کردند . این روش اثر بسیار زیادی برروی طراحی برنامه های ارزشیابی آموزشی در 30 سال بعد داشت و امروزه نیز روشهای مذکور به نحو برجسته ای تاثیر خود را برروی برنامه های ارزشیابی آموزشی حفظ کرده است . چون در این مطالعه نیل به هدفهای آموزشی مورد را توجه قرار داد . لذا بعدها باعث گردید تا همواره با پیشرفت طبقه بندی حیطه های یادگیری توسط بلوم و همکارانش و تکمیل آن توسط گانیه اثری عمیق بر ارزشیابی آموزشی برجای بگذارد . زیرا امروزه ، میزان نیل دانش آموزان به هدفهای یادگیری ، سهولت دسترسی به هدفهای آموزشی ، ارزش و اهمیت هدفهای آموزشی و قابلیت به کارگیریاین اهداف در زندگی واقعی فراگیر منظور اصلی قریب به اتفاق الگوهای ارزشیابی آموزشی است . در سال 1947 جنبش آزمون کردن انفجار دیگری یافت و این امر زمانی که بی . اف لیندکویست ،تایلر و سایرین به استوار کردن مرکز خدمات آزمونهای تعلیم و تربیت همت گماشتند . در دهه 1950 استاندارد کردن آزمونها به نحو شگرفی توسعه یافت و سازمان های حرفه ای در زمینه طراحی و نظم بخشی فعالیتهای مربوط به آزمون گامهای مهمی برداشتند و توانستند در این رابطه فعالیتهای اعضاء را نیز نظم بخشند .
ارزشیابی در آموزش و پرورش ایران
آموزش و پرورش کشور ما تاریخ دیرینه ای دارد که وجود آن نیز در هر زمان منشاء خدمات فرهنگی قابل توجهی برای کشور و حتی جهان بوده است . اما شروع آن را به صورت فراگیر و با برنامه محتوا و روش مشخص و تحت نظارت دولت مقارن با تاسیس وزارت علوم در سال 1272 هجری شمسی می دانند که در پاسخ به نیازهای خاص کشور و برای همگامی با تحولات انجام شده در جهان به وجود آمد . در ادامه این حرکت قانون اداری و وزارت معارف که اولین قانون در زمینه آموزش و پرورش محسوب می شود در سال 1289 شمسی به تصویب رسید . در سال 1290یکسال پس از تصویب قانون اداری قانون اساسی معارف به عنوان مهم ترین قانون آموزشی کشور که در شکل گیری نظام آموزش و پرورش نقش اساسی داشت به تصوسی رسید این قانون از لحاظ بیان جوانب کلی آموزش و پرورش و تعیین خط مشی مراحل تحصیل قابل توجه می باشد .
ارزشیابی توصیفی
هدف ارزشیابی توصیفی خدمت به آموزش است، نه در کمین نشستن برای غافلگیر کردن دانش آموز و محک زدن او با معیار آنچه «نمی داند» فرهنگ موفقیّت رامی توان با کاربرد روش صحیح در آموزش و ارزشیابی بر فضای کلاس غالب کرد.
اطّلاعات حاصل از سنجش و ارزشیابی مستمر هر دانش آموز باید به این پرسش معلم پاسخ دهد که این دانش آموز درکجا قرار دارد و من برای پیشرفت او چه میتوانم بکنم؟ نه اینکه معلم نتیجه گیری کند که مثلاً این دانش آموز زیرحد متوسط یا کند ذهن یا تیزهوش است.
لذا با عنایت به اهمیت این عنصر در روند فعالیت یاددهی- یادگیری، ارائه شیوه نوین در این زمینه و ارتقا سطح دانش معلمان و سایر دست اندرکاران تعلیم و تربیت، ضرورتی اجتناب ناپذیر می باشد. از طرفی رویکرد یکسان موجود برای ارزشیابی تحصیلی از سال 1303 تاکنون، به صورت امتحان کتبی- شفاهی نمود پیدا کرده و در این رابطه ملاک ثابت (20-0) همواره پایدار بوده است. در اکثر کشورهای جهان نیز، توجه به ابعاد شخصیت فراگیر ذهن علمای تعلیم و تربیت را به استفاده از شیوه های نوین ارزشیابی سوق داده است و تجارب موفقی در این زمینه موجود می باشد.
امروزه نیازمند سیستم هایی از سنجش و ارزیابی هستیم که به هر دانش آموز به دیده حرمت نگاه کند. موهبت های طبیعی و انسانی او را بسیار بیشتر از آزمونهای سنتی نشان دهد.
پس آن نوع سنجش که بتواند تصویری واضح و سه بعدی از رشد مهارت ها، تواناییها و دانش و نگرش دانش آموز بدهد قابل دفاع می باشد. برخلاف ارزشیابی کمی که با داده های کمی و ریاضی و عدد و ارقام سر و کار دارد و از قضاوت برخوردار است. باید دانست که کیفیت این امر نسبی است و انعطاف پذیر می باشد و به طور کلی می توان گفت که کیفیت مقطعی نیست بلکه اندیشه ای مستمر است و براساس تلاش و فعالیت فرد انجام می گیرد. ارزشیابی توصیفی را می توان آموزش بدون نمره دانست و به جای تاکید بر ارزشیابی های پایانی باید بر ارزشیابی تکوینی (مستمر) تاکید داشت در واقع ارزشیابی توصیفی به توصیف ارزشیابی های گوناگون که به شیوه های متنوع از دانش آموز به عمل آورده ایم می پردازد.
ارزشیابی تحصیلی، فعالیتی است که معلم، در جریان تدریس خود انجام می دهد. این فعالیت، شامل جمع آوری اطلاعات و داوری درباره وضعیت یادگیری و پیشرفت دانش آموز است. جمع آوری این اطلاعات از طریق شیوه های مختلف صورت می پذیرد و نیازمند کسب مهارت و دانش کافی در این زمینه است. معلم باید با استفاده از نتایج حاصل از سنجش و ملاحظه اهداف و انتظارات آموزشی درباره وضعیت فرد، داوری کرده، ضعفها و قوتهای دانش آموز را مشخص کند و برای بهبود فعالیتهای یادگیری به او توصیه هایی را ارائه دهد.
این طرح، الگویی کیفی است که تلاش می کند برخلاف الگوهای رایج ارزشیابی، به جای کمی نگری از طریق توجه به معیارهای برنامه درسی و آموزشی به عمق و کیفیت یادگیری دانش آموزان توجه کند و توصیفی از وضعیت آنها ارائه دهد و ارزشیابی را در خدمت آموزش و یادگیری قرار دهد.
مهمترین ویژگیهای الگوی ارزشیابی توصیفی
- توجه به تنوع و تغییر مقیاس سنجش
- توجه به یادگیری دانش آموز
- توجه به تنوع و تغییر ابزارهای ارزشیابی
- توجه به انتظارات برنامه درسی
- توجه به اهمیت سازگاری اجتماعی در کنار پیشرفت تحصیلی
- توجه به اهمیت بهداشتی روانی در فرآیند یاددهی- یادگیری
- توجه به حیطه های مختلف یادگیری
این طرح (ارزشیابی توصیفی) با مدنظر قرار دادن ویژگیهای فوق، همراه با ایجاد تغییرات بنیادی در نظام موجود ارزشیابی تحصیلی تهیه شد. این تغییرات عبارتند از:
الف- تغییر مقیاس فاصله ای (20-0) به مقیاس ترتیبی (در حد انتظار- نزدیک به انتظار- نیازمند به تلاش بیشتر)
ب- تغییر تاکید از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی
ج- تنوع بخشی به ابزارهای جمع آوری اطلاعات
د- تغییر در ساختار کارنامه
ه- تغییر در مرجع تصمیم گیرند درباره ارتقاء دانش آموزان
و- توجه همه جانبه به تمامی جنبه های رشد
در الگوی ارزشیابی توصیفی، علاوه بر رشد بعد عقلانی دانش آموز، به جنبه های دیگر رشد، از جمله بعد اجتماعی، عاطفی و جسمانی نیز توجه شده است. معلم در طول سال با مشاهده رفتار و عملکرد دانش آموز گزارشی را از وضعیت او در حیطه های ذکر شده به شکل توصیفی، ارائه می دهد. این گزارش باید دقیق و حساب شده باشد و به دور از اغراق، از الفاظ و کلمات مثبت استفاده شود.
دقت در رعایت نکات بهداشتی- کسب عادتهای مطلوب جسمانی- همکاری با دیگران- عمل به قوانین مدرسه- احترام گذاشتن به دیگران- شرکت در مباحث و گفتگوها و... از جمله انتظاراتی است که در الگوی ارزشیابی توصیفی در زمینه توجه به حیطه های گوناگون رشد شخصیتی دانش آموز، مطرح شده است. انتظاراتی که در نظام سنتی، کاملانادیده انگاشته شده.
مواردی که در ارزشیابی ها با ید رعایت کرد:
1-آنچه که ارزش اندازه گیری داشته باشد.
2-ارزیابی دانش پایه و عمیق
3-توانایی تفکر، درک و استدلال علمی
4-تعیین حدودی که فراگیران درک کرده اند
5-توجه به فرآیند و فرصت یادگیری و هم به نتیجه نهایی.
6- استمرار ارزشیابی
7- سنجش توان کار گروهی و انفرادی
دسته بندی ارزشیابی های آموزشی
1- آغازین 2- تکوینی 3- تشخیصی 4- پایانی (تراکمی)
اهمیت ارزشیابی تکوینی
ارزشیابی جز جدایی ناپذیر و اساسی در فرآیند یاددهی، یادگیری است به طوری که اگرمعلم شکل اجرای آن را هرگونه انتخاب کند اندکی از آثار آموزشی آن نمی کاهد.
- نظارت معلم بر تحقّق انتظارات آموزشی وپرورشی بخش های گوناگون هر مطلب آموزشی.
- هدایت مداوم یادگیری دانش آموزان بر اساس توانایی هایشان به سمت تحقّق انتظارات آموزشی و پرورشی.
- اصلاح بهبود روش های آموزش و پرورش اعمال شده در کلاس درس.
- کشف راهکارهای متناسب بارشدهردانش آموز تا او بتواند از مرز کنونی توانایی هایش فراتر رود.
- پی بردن به جریان های روان شناختی مؤثر در یادگیری دانش آموزان و ارائه ی بازخور لازم و مناسب.
- آگاهی از چگونگی تشکیل ساختارهای ذهنی مربوط به دانش، مهارتها و نگرش اکتسابی و چگونگی فرآیند و نحوه ی استفاده از آن در حل مسائل در شرایط و موقعیّت جدید.
- ارائه بازخورد لازم به دانش آموزان در مورد فعالیّت ها و کوشش های آموزش وپرورش به منظور ایجاد توجه لازم و افزایش و علاقه به فعالیت ها در آنان.
- انطباق روش، برنامه، وسایل و منابع آموزشی با نیازهای دانش آموزان.
- کشف شکاف بین انتظارات آموزشی و پرورشی با دانش، فهم، مهارت و.... دانش آموزان و کمک به آنان برای کاهش این فاصله.
- آگاهی معلم از اینکه در کلاس درس چه موضوعی راآموزش داده است و این که کدام قسمت از آموزش به کار بیشتر نیاز دارد.
در واقع تفسیر نتایج ارزشیابی تکوینی به این منظور انجام می شود که مشکلات، نارسایی هاو بدفهمی های یادگیری هر یک از دانش آموزان مشخص شود. و نیز روشهای مناسب برای رفع آنها را به معلم و دانش آموز نشان دهد.
به بیانی دیگر، نتایج این نوع ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، فرضیه هایی را در اختیار معلمان به عنوان پژوهشگران آموزشی قرار می دهد تا با توجه به آنها به رفع بدفهمی ها، نارسایی ها، و مشکلات احتمالی یادگیری دانش آموزان، (زمانی که فعالیّت ها و کوشش آموزش و پرورشی در جریان هستند) اقدام کنند.
فواید ارزشیابی تکوینی
اجرای راهبردهای ارائه شده در کلاس درس طی دوره و زمان آموزش، این فواید را برای دانش آموزان به همراه خواهد داشت.
- کسب مهارتهای بحث و گفت وگو
- کسب مهارت های مربوط به ارتباطات بین فردی
- مشارکت در فعالیّت های گروهی
- ایجاد انگیزه برای مطالعه و یادگیری
- کسب مهارت های مطالعه ی درست
- توجه به موضوع مورد مطالعه
- تلفیق مهارت های شنیدن،خواندن، تفکر ونوشتن
- تثبیت یادگیری از طریق مرور کردن، سؤال و جواب، یافتن جواب
- درک ارتباط بین مطالب خوانده یا شنیده شده
-ارتباط بین یادگیری های قبلی و بعدی (معنی دارکردن یادگیری)
- کشف انتظارات آموزشی و پرورشی
- شرکت فعّال در یادگیری از طریق تفکر فردی و گروهی
- کسب مهارت تفکر انتقادی
- کنترل و مدیریت مثبت کلاس درس
- افزایش اعتماد به نفس و ابراز وجود.
- کسب مهارت های ابراز وجود
- افزایش مهارت های شناختی و فراشناختی خود.
چه موقع ارزشیابی معتبر است
زمانی که 1- آموزش با پژوهش همراه باشد
2- آموزش با ارزشیابی تلفیق شده باشد.
3- ارزشیابی ارزشی بیش ازموفقیّت در جلسات امتحان را داشته باشد.
4- فعالیّت های گروهی فرد را اصل قرار دهد.
5- افراد را به یک فراگیرمادام العمر تبدیل کند.
و در یک کلام آموزش باید شیوه های یادگیری را به فراگیر بیاموزد تا خود در هر زمان که بخواهد، آنچه را نیاز دارد بیاموزد بدون آنکه نیازمند آموزگاری باشد
اصول حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی
به منظور نظام بخشی به فعالیت های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و با توجه به رویکردها و نگرش های نوین در تعلیم و تربیت ، اصول زیر تحت عنوان" اصول حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی" تعیین می شود :
1- جدایی ناپذیری ارزشیابی از فرایند یاددهی – یادگیری
ارزشیابی دانش آموزان باید به عنوان بخش جدایی ناپذیر فرآیند یاددهی – یادگیری و نه به عنوان نقطه پایانی آن تلقی شود .
2- استفاده از نتایج ارزشیابی در بهبود فرایند یاددهی – یادگیری و اصلاح برنامه ها و روشها و هدف غایی ارزشیابی ، اصلاح و بهبود فرآیند یاددهی – یادگیری است و نتایج ارزشیابی ها باید در اصلاح برنامه ها و روشها مورد استفاده قرار گیرد .
3- هماهنگی میان هدف ها ، محتوا ، روش های یاددهی – یادگیری و فرآیند ارزشیابی
در ارزشیابی باید تناسب و هماهنگی بین هدف ها ، محتوا و روش های یاددهی - یادگیری مربوط به هر درس مورد توجه قرار گیرد .
4- توجه به آمادگی دانش آموزان
در طراحی و اجرای انواع برنامه های ارزشیابی باید به آمادگی های جسمی ، عقلی ، عاطفی و روانی دانش آموزان توجه شود .
5- توجه به رشد همه جانبه دانش آموزان
در ارزشیابی باید به جنبه های مختلف رشد بدنی ، عقلی ، عاطفی ، اجتماعی ، اخلاقی و حرکتی دانش آموزان توجه شود .
6- توجه همه جانبه به دانش ها ، نگرش ها و مهارتها
در ارزشیابی ، متناسب با محتوای آموزش و پرورش باید به حیطه دانش ها ، نگرش ها و مهارت های دانش آموزان توجه شود .
7- توجه به ارزشیابی دانش آموز از یادگیری های خود
در ارزشیابی باید شرایطی فراهم شود که دانش آموز نیز بتواند از یادگیریها و عملکردهای خود و دیگر دانش آموزان ارزشیابی کند .
8- ارزشیابی از فعالیتهای گروهی
در نظام ارزشیابی ، علاوه بر ارزشیابی فردی ، باید از فعالیتهای گروهی نیز ارزشیابی به عمل آید .
9- توجه به فرآیندهای فکری منتهی به تولید پاسخ
10- تأکید ببر نوآوری و خلاقیت
11- تنوع روش ها و ابزارهای اندازه گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی
با توجه به اهداف ماهیت و نوع موارد ارزشیابی از انواع مختلف روش ها و ابزارهای ارزشیابی ( مانند پرسشهای شفاهی ، آزمون های عملی ، انواع پرسشهای عینی و انشایی ، روش های مشاهده رفتار ، پوشه های مجموعه کار ، ارایه مقالات و طرح ها، گزارش مربوط به فعالیت های تحقیقاتی ، ارزشیابی عملکردی ، ارزشیابی مستمر ، انواع دست ساخته ها ، روش خودسنجی و .. ) استفاده می شود .
12- استفاده از انواع ارزشیابی
در فرآیند یاددهی – یادگیری لازم است با توجه به هدف ها ، محتوا و روش های تدریس از انواع رزشیابی ها ( از قبیل تشخیصی ، تکوینی ، مجموعی ، هنجار مرجع، درونی ، بیرونی ، ملی و ... ) استفاده شود .
13- استقلال مدرسه و معلم در فرآیند ارزشیابی
در فرآیند ارزشیابی باید استقلال مدرسه و معلم در چارچوب سیاستهای کلی آموزش و پرورش حفظ شود .
14- اصل رعایت قواعد اخلاقی و انسانی در ارزشیابی
به موجب این اصل ، ارزشیابی باید به گونه ای ساماندهی و اجرا شود که موجب خدشه دار شدن حقوق ، تعاملات انسانی ، اعتماد به نفس و سلامت روانی دانش آموز یا معلم نگردد .
15- اصل توجه به تفاوت های فردی
در انجام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی می بایست به تفاوت های فردی دانش آموزان توجه شود .
16- ضرورت هماهنگی در تحقق اصول ارزشیابی
در به کارگیری اصول فوق الذکر باید میان سازمان ها ، مراکز ، ادارات ، واحدها و سایر بخش های مسئول ارزشیابی در مورد روشها ، ابزارها ، معیارها و برنامه های اندازه گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ، تعهد و هماهنگی کامل وجود داشته باشد .
روشهای سنتی سنجش و ارزیابی:
1.در این فرآیند به رابطه سنجش و یادگیری توجهی نمیشود. آزمونهای سنتی بین آموختهها و واقعیتهای زندگی فاصله میاندازد. در حالی که زندگی روزمره ساختار بسیار پیچیده و مبهمی دارد. آزمونهای سنتی اغلب به رتبهبندی کردن دانشآموزان میاندیشد و اطلاعات حاصل از چنین آزمونهایی نیز نهتنها در آموزش دانشآموز نقشی ندارد بلکه اعتبار قضاوت معلم را هم خدشهدار میکند و در کاهش اعتماد به نفس دانشآموز نقش بسزایی دارد
2-ارائه نمره صفر ضمن ایجاد رقابت و اضطراب، یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانشآموز را تحتالشعاع قرار داده و با ایجاد افسردگی، بخش زیادی از استعدادهای بالقوه انسانی و اقتصادی را تلف میکند. ارزش قائل شدن بیش از حد به امتحان، تکرار بیهوده آن و استفاده ابزاری از آن باعث ایجاد صدمات زیادی به فرآیند یاددهی و یادگیری و امر تعلیم و تربیت میشود و از این روست که نیاز به جایگزینی روشی مبتنی بر ارزشیابی کیفی احساس میشود
به عبارت دیگر امروزه نیازمند سیستم هایی از سنجش و ارزیابی هستیم که به هر دانش آموزبه دیده ی حرمت نگاه کند. موهبت های طبیعی و انسانی او را بسیار بیشتر از آزمونهای سنتی نشان دهد.
پس آن نوع سنجش که بتواند تصویری واضح و سه بعدی از رشد مهارت ها، تواناییها ودانش و نگرش دانش آموز بدهد قابل دفاع می باشد. برخلاف ارزشیابی کمی که باداده های کمی و ریاضی و عدد و ارقام سروکار دارد و از قضاوت برخوردار است. باید دانست که کیفیت یک امر نسبی است و انعطاف پذیر می باشد و به طور کلّی می توان گفت که کیفیت مقطعی نیست بلکه اندیشه ای مستمر است و بر اساس تلاش و فعالیّت فرد انجام می گیرد.
اما باید این مطلب را مدنظر داشت که ارزشیابی کمّی برای عموم قابل فهم تر و مفیدتر است و اما ارزیابی کیفی تخصصی تر بوده و مهارت و آموزش بیشتری برای بکارگیری لازم دارد و بیشتر از مفاهیم و کلمات کلیدی، ارزش گذاری وقضاوت برخوردار است.
و همچنین این دو ارزیابی از نظر ابزارهای جمع آوری داده ها نیز با هم فرق دارند: ابزار جمع آوری داده های کمی معمولاً آزمونهای عینی یا استاندارد با پاسخ های ازقبل تعیین شده است. اما ابزار ارزیابی کیفی را می توان ابزارهای ذهنی، پرشنامه ها و نگرش سنج ها، روشهای مصاحبه ای، مشاهده ای، واقعه نگاری و گزارش های روزانه و... می باشد.
ویژگی های ارزشیابی توصیفی
1- در ارزشیابی توصیفی به جای دادن نمره به دانش آموز از عبارت های کیفی مثل تلاش خوبی داشته ای، با تلاش به موفقیت رسیده ای، برای موفقیت باید بیشتر تلاش کنی، با انجام تمرین بیشتر مشکل شما برطرف می شود و ... استفاده شود.
2- ارزشیابی توصیفی به زمان خاص محدود نمی شود این ارزشیابی در کل جریان یادگیری، در فعالیت های خارج از کلاس و در محیط زندگی جریان دارد.
3- تلاش و دشد کودکان همانند موفقیت آنان ارزشمند است و فقط به موفقیت ها امتیاز داده نمی شود بلکه، تلاش و پیشرفت نیز امتیاز دارد.
4- همانگونه که یادگیری دانش آموزان در حوزه های مختلف و سطوح متفاوت است، سنجش و ارزشیابی آن نیز باید با استفاده از ابزار هایی باشد که بتواند این یادگیری ها را بسنجد. پوشه کار، آزمون ها، مشاهدات از جمله ابزارهایی است که در ارزشیابی توصیفی مورد استفاده قرار می گیرد.
5- در ارزشیابی توصیفی اصل بر ارتقای دانش آموزان به پایه های بالاتر است مگر در موارد بسیار نادر و زمانی که دانش آموزان دارای ناتوانایی های ذهنی باشند.
6- کارنامه دانش آموزان علاوه بر عملکرد درسی، عملکرد اجتماعی و عاطفی و جسمانی-فیزیکی را منعکس می کند.
ارزشیابی توصیفی با ویژگی های فوق راه کارهایی را برای برطرف کردن بخشی از مشکلات فراوری ارزشیابی تحصیلی ارایه داده است که در ادامه به آنها اشاره می شود.
کاربردارزشیابی توصیفی:
1- بهبودیادگیری
2- ایجاد نگرش مطلوب نسبت به مدرسه
3- افزایش بهداشت روانی کلاس
4- اعتماد به نفس
5- افزایش روحیه انتقادپذیری در کودکان
6- افزایش مشارکت در یادگیری
7- رشد مهارت خود اصلاحی و خود تنظیمی
8- رشد و توانایی نقد خود
9- بهبود عملکردها
10- خارج شدن از برنامه های کلیشه ای و چارچوبی
11- آرامش در آموزش
مزایای ارزشیابی توصیفی:
ارزشیابی توصیفی، کارنامه فقط نمرات شامل نمیشود
در ارزشیابی توصیفی، کارنامه فقط نمرات خام را شامل نمیشود بلکه در ارزشیابی توصیفی، کارنامه، تمامی فعالیتها، مهارتها و نگرشهای کودک را توصیف میکند. به فعالیت های دانشآموز به دیده احترام نگریسته و موهبتهای طبیعی و انسانی او بیشتر از آزمونهای سنتی نشان داده می شودو این باور را در هر دانشآموز ایجاد می کند که قابلیت رشد و پیشرفت دارد وتوالی ارزشیابی ـ آموزشی موجب میشود که شایستگی فرد رشدنموده و اعتماد به نفس او افزایش یابد و فراگیر به خوبی یاد بگیرد که چگونه آموختهها را در وضعیتهای دشوار و ناآشنا به کار گیرد. این روش توانایی تصمیمگیری و تشخیص وضعیت را در فرد رشد میدهد و این هدف آموزش است.
ü ارزشیابی توصیفی برای یادگیری است نه ارزشیابی از یادگیری
ارزشیابی توصیفی در خدمت آموزش قرار گرفته و جزء لاینفک آن به شمار میرود ودر این طرح معلم باید ارزشیابی مستمر را جزئی اساسی در فرآیند یادگیری بداند که به طور مداوم از ابتدای سال تحصیلی تا پایان سال ادامه دارد. از ویژگیهای این طرح بازخورد پیوستهای است که دانشآموز از معلم میگیرد. زیرا معلم موظف است که در جریان این ارزشیابی تمام گزارشهای رفتاری، علمی و اجتماعی دانشآموز را در پوشههای مربوطه (پوشه کار) جمعآوری و به صورت کتبی و شفاهی، فردی یا گروهی به اطلاع دانشآموز و والدین برساند.
ü در ارزشیابی توصیفی، معلم در کنار دانشآموز است نه در مقابل او
در این روش، برخلاف گذشته معلم در کنار دانشآموز است نه در مقابل او. واین ارتباط باعث از بین رفتن اضطرابهای ناشی از برگزاری آزمون و بهبود روابط معلم و دانشآموز میگردد. زمانی که تنها نمره ملاک ارتقا باشد معلم، اولیا و دانشآموز با ابهاماتی راجع به نتیجه مواجهند. از سویی گروهی فکر میکنند در این روش مردودی وجود ندارد در حالی که اینگونه نیست، در ارزشیابی توصیفی نیز مردودی با دلایل و مستنداتی به جز امتحان پایانی صورت میگیرد. در این سیستم تلاش میشود که دانشآموز مردود نشود و از طریق مشاوره و بهداشت روانی از این امر جلوگیری به عمل آید. مشاور آموزشی و پرورشی درباره مکانیسم مردودی در ارزشیابی توصیفی میگوید: در این طرح پس از آموزشهای جبرانی و ترمیمی در صورتی که معلم تشخیص دهد دانشآموزی نیاز به تکرار پایه دارد، با ارائه مدارک و شواهد معتبر از وضعیت یادگیری کودک نظر خود را به شورای مدرسه اعلام میکند. در صورت تصویب شورا و متقاعد شدن والدین و حتی خود دانشآموز، تکرار پایه صورت میگیرد.
ü ارزشیابی توصیفی در 6 محور اصلی، نظام ارزشیابی را تغییر میدهد
شش محور اصلی در نظام ارزشیابی، توسط ارزشیابی توصیفی متحول میشود، اولین محوری که با ارزشیابی توصیفی تغییر میکند، تغییر مقیاس قاطع20 - 0 به مقیاس ترتیبی است
در طول سالیان دراز نمره 20 مورد احترام و توجه بوده است و معلمان ما نتایج آزمونها را بر اساس آن به دانشآموزان و والدین بازخورد دادهاند که همین امر باعث رقابت نامطلوب گردیده است. اما مقیاسهای ترتیبی و توصیفی کمتر ایجاد رقابت میکند و مشکلات نمرههای کمّی را ندارد. در این روش والدین به جای اینکه از فرزند خود بپرسند، امروز چند گرفتهای؟ میپرسند، امروز چه یادگرفتهای؟
محور دوم تغییر تأکید از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی می باشد در نظام سنتی آموزشی، معلمان از طریق ارزشیابی پایانی، نتایج یادگیری دانشآموزان را به صورت نمره گزارش میدهند و توجهی به چگونگی یادگیری و بهبود آن ندارند. ولی در ارزشیابی توصیفی، معلم، ارزشیابی را در خدمت آموزش قرار داده و تلاش میکند که ارزشیابی او به یادگیری بهتر منجر شود
محور سوم:تنوع بخشی به ابزارهای جمعآوری اطلاعات
در ارزشیابی سنتی رایج، از آزمونهای مداد و کاغذی ( امتحان) و پرسشهای کلاسی استفاده میکنیم. اما در طرح ارزشیابی توصیفی، ابزارهای جمعآوری اطلاعات، متنوع شده و علاوه بر امتحانهای کتبی و شفاهی، ابزارهای دیگری مانند پوشه کار، مشاهدات، تکالیف درسی، آزمونهای عملی، برگه ثبت گزارش و چک.
ü گزارش پیشرفت به جای کارنامه تحصیلی
محور چهارم شامل تغییر در ساختار کارنامه است در طرح ارزشیابی توصیفی، کارنامه تحصیلی، گزارش پیشرفت نام گرفته است. در گزارش پیشرفت توضیحات مفصلتر و عمیقتر به شکل توصیفی بیان میشود و تنها به گزارش وضعیت درسی اکتفا نمیگردد بلکه به ابعاد عاطفی، جسمانی و اجتماعی دانشآموز توجه شده است. بدین طریق والدین درمییابند کودکانشان در چه بخشهایی مشکل دارند و برای بهبود تحصیلی فرزندانشان چه باید بکنند. محور پنجم ا تغییر در مرجع تصمیم گیرنده درباره ارتقای دانشآموزان می باشددر نظامهای سنتی ارزشیابی، تصمیمگیری درباره ارتقای دانشآموز به نمرههای پایانی او بستگی دارد و حتی در سالهای اخیر، این تصمیمگیری را به عهده رایانه گذاشتهاند. ولی در ارزشیابی توصیفی به دلیل اینکه اطلاعات جمعآوری شده متنوع و شامل دادههای کمی و کیفی است تحلیل و ترکیب این دادهها و نتیجهگیری آموزشی مبنی بر آن، از جمع تصمیمها درباره ارتقا یا عدم ارتقای دانشآموز به عهده معلم و شورای مدرسه است.
ü ارزشیابی توصیفی به همه جنبههای عقلانی واجتماعی،عاطفی و جسمانی توجه میکند
محور ششم توجه همه جانبه به تمامی جنبههای رشد عنوان کرده و میگوید: در الگوی ارزشیابی توصیفی، علاوه بر رشد بعد عقلانی دانشآموز به جنبههای دیگر رشد، از جمله بعد اجتماعی، عاطفی و جسمانی نیز توجه شده است. معلم در طول سال با مشاهده رفتار و عملکرد دانشآموز گزارشی از وضعیت و جنبههای ذکر شده را به صورت توصیفی ارائه میدهد.
وی در ادامه میگوید: دقت در رعایت نکات بهداشتی، کسب عادتهای مطلوب جسمانی، همکاری با دیگران، عمل به قوانین و مقررات مدرسه، احترام به دیگران و شرکت در مباحث و گفتوگوها از جمله انتظاراتی است که در این طرح به آنها توجه شده است، انتظاراتی که در نظام سنتی کاملاً نادیده گرفته شده است.
ü شوق انگیز شدن آموزش، منوط به تغییر ابزار ارزشیابی است
پیشرفت و شوقانگیز شدن آموزش خصوصاً در مقطع ابتدایی منوط به ابزار ارزشیابی از نوع کمی به کیفی است تحقیقات نشان داده است در ژاپن به عنوان یکی از تجربههای موفق آموزش، از سه منبع: 1) احساس تعلق به مدرسه 2) پرورش کل شخصیت کودک و 3) ارائه محتوای مناسب، استفاده شده است و دانشآموزان ژاپنی، 30 درصد از محتوای آموزشی را در ساعات آموزش و به صورت مستقیم در مدارس دریافت میکنند و بدین ترتیب فرصتهای بیشتری برای یادگیری تلفیقی و زندگی شوقانگیز در مدرسه فراهم میشود.
و تغییر محتوای درسی در جهت خلاق شدن دانشآموزان را از دیگر ویژگیهای روشهای آموزشی در ژاپن بوده و تلفیق آموزشها با واقعیتهای زندگی دانشآموز و ارائه روشهای حل مسئله و تصمیمگیری در موقعیتهای مختلف زندگی از دیگر مواردی است عنوان معلم باید عمیقاً باور داشته باشیم که هر دانش آموز قابلیت رشد و یادگیری را دارد به شرط آنکه ما ابزارهای سنتی ارزشیابی را که بدون توجه به تفاوتهای فردی، فقط به دنبال نقطه ضعف هاست رها کنیم و ابزاری بسازیم که توانایی ها را شناسایی کند و به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و زمینه را به گونه ای مهیّا کنیم که نمره گرایی از بین برود و معلم و دانش آموز و اولیا همه به دنبال کیفیت کار باشند نه کمیت.
ابزارهای ارزشیابی توصیفی:
برای ارزشیابی توصیفی ابزارهای گوناگونی وجود دارد که در اینجا به 3 نوع آن اشاره می کنیم.
1- پوشه کار
2- پروژه
3- آزمون های عملکرد
الف :آزمون مدادکاغذی
ب: تکالیف درسی
پوشه کار:
یک مجموعه هدفدار منظم از کار و فعالیّت فراگیر که نشان دهنده تلاش و کوشش و پیشرفت و رشد دستآوردها و موفقیّت های او می باشد. و فراگیران را به فراگیرانی پویا و فعال تبدیل می کند که در برابر یادگیری و پیشرفت خود مسئول باشند.
پوشه کار مانند یک جورچین (پازل) مجموعه ی قطعاتی از کارهای هدفدار فراگیران است که به او امکان می دهد تا توانایی های خود را از جهات مختلف به نمایش بگذارد. که البته هر پوشه می تواند شامل کار یک فرد یا یک گروه باشد. که به یک یا چند موضوع درسی اختصاص دارد که البته می توان در زمان معین فراگیر آن را به خانه ببرد یا در مدرسه نگهداری شود و در اختیار معلم سال بعد قرار گیرد.
چه چیزهایی را باید در پوشه نگهداری کرد:
1- تکالیف انفرادی مدرسه
2- برگه امتحانی
3- تکالیف گروهی مدرسه
4- گزارش های علمی
5- یادداشت های کلاسی یا خارج کلاسی دانش آموز
6- ثبت پرسش ها و اظهارنظرها در رفتارهای قابل توجه
7- گزارش مصاحبه ای فراگیر با افراد مختلف
8- خلاصه داتسان یا فیلم یا بازدید
9- نمونه کارهای هنری و...
بهترین کار هر دانش آموز در پوشه گذاشته شود. معلم و دانش آموز در انتخاب مواردی که در پوشه گذاشته شود با یکدیگر مشورت کنند.
معیارهایی برای ارزشیابی پوشه ای:
برای آنکه بتوان یک پوشه کار را ارزیابی کرد باید معیارهایی داشت که می توان به مواردزیر اشاره کرد.
1- دقت در کار
2- نظم کار و نظافت ظاهری
3- خلاقیّت و نوآوری
4- کنجکاوی و پرسش گری
5- پشتکار و صبر و حوصله
6- کاربرد آموخته ها
7- تصحیح اشتباهات
8- توانایی استفاده از ابزار
9- توانایی برقراری ارتباط
10- توانایی حل مسئله
از نتایج ارزشیابی پوشه ها چگونه استفاده کنیم:
1- به دانش آموز امکان داده میشود پوشه ی خود را با معلم مرور کند و مواردی را که می تواند اصلاح کند بگوید.
2- به دانش آموز امکان داده میشود که محتویات پوشه را با دانش آموز دیگر مرور کند
3- به دانش آموز امکان داده میشود که محتویات پوشه را با گروه خود مرور کند.
4- به دانش آموز امکان داده میشود که محتویات پوشه را با والدین مرور کند.
5-به معلم این امکان را می دهد که پوشه فراگیران را مرور کند و مواردی که به کمک نیاز دارند تعیین کند.
6- به دانش آموزان امکان می دهد که از کارهای خود نمایشگاهی ترتیب دهند.
پروژه
برای آنکه یک آموخته در ذهن فراگیر ثبت شود بایدآن آموخته درموقعیّت های مناسب به کار گیرد، فعالیّت هایی تحت عنوان پروژه که فرصت های یادگیری متنوعی برای فراگیران ایجاد می کند اگر به درستی هدایت شوند از مؤثرین شیوه ها در سهیم کردن فراگیران در فرآیند آموزش و پایدار کردن آموخته های فراگیران درحیطه های مختلف دانش مهارت و نگرش هستند.
فعالیّت های پروژه ای برای دانش آموزان فرصتی فراهم می کند تا مهارتهای بهتر زندگی کردن و توانایی برخورد با مسائل زندگی را کسب کند. معمولاً پروژه های دانش آموزی هدف های برنامه ی درسی را دربردارد تا حدودی پیچیده تر از تکالیف معمولی است و دانش آموزان هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی می توانند انجام دهند
چگونگی ارائه یک پروژه
هنگامی که دانش آموزان به صورت انفرادی یا گروهی پروژه ای را انجام می دهند انتظار دارند معلم به آنان فرصت دهد تا حاصل کار خود را ارائه دهند. زمانی که دانش آموز می داند باید پروژه ی خود را در کلاس و در حضور جمع ارائه کند موظف میشود از جزئیات کار، حتّی اگر بخشی از آن توسط دیگری انجام شده باشد مطلع باشد به این ترتیب افراد خانواده در آموزش فرزندشان سهیم می شوند.
به تفاوت های فردی فراگیران احترام بگذاریم با معرّفی پروژه های متفاوت به فراگیر و گروههای مختلف دانش آموزی با توجه به طبقه بندی هوشی گارد نر به آنان امکان دهیم تا از حداکثر توان خود در پیشرفت تحصیلی بهره گیرد.
مزایای استفاده از پروژه:
1- خصلت جستجوگری و کنجکاوی فراگیران برانگیخته می شود.
2- پرورش مهارت حل مسئله
3- فرصت های همکاری مثبت بین افراد در کلاس افزایش می یابد.
4- مهارت نقادی و نقدپذیری را در فراگیران افزایش می دهد.
5- فراگیران با استفاده از استعدادهای خاص خود یک محصول کیفی تولید می کنند.
6- اعتماد به نفس فراگیران را افزایش میدهد.
7- تئوری هوشهای چندگانه (8 گانه گارد نر) را ملموس کرده ومی تواند در شناخت به هوش ها به ما کمک کند.
8- به دانش آموزان فرصت می دهد تا به پرسش های خود نظم دهند وبرای یافتن پاسخ برنامه ریزی کنند.
9- به معلم امکان می دهد تا از فرصت های متفاوتی برای ارزشیابی فراگیران بهره جوید.
10- به فراگیران فرصت می دهد تا با انتخاب آزاد زمینه ی فعالیّت و استعداد خویش را کشف کند
مزایای ارزشیابی توصیفی
• در ارزشیابی توصیفی، کارنامه فقط نمرات خام را شامل نمیشود
• ارزشیابی توصیفی برای یادگیری است نه ارزشیابی از یادگیری
• در ارزشیابی توصیفی، معلم در کنار دانشآموز است نه در مقابل او
• ارزشیابی توصیفی به همه جنبههای عقلانی، اجتماعی، عاطفی و جسمانی توجه میکند
• شوق انگیز شدن آموزش، منوط به تغییر ابزار ارزشیابی است
راه کارهای ارزشیابی توصیفی برای برطرف کردن مشکلات:
الف) مهم ترین هدف ارزشیابی توصیفی، ایجاد تغییر در دیدگاه ها و نگز های مسوولان، مدیران، آموزگاران و والدین نسبت به ارزشیابی تحصیلی است. زیرا اصلی ترین عامل ناکارآمدی روش های فعلی، نگاه نادرست به هدف های مستتر در هر یک از روشهاست که منجر به استفاده نادرست از آنها می شود. به عنوان مثال آزمون و آزمودن اگر با هدف شناخت تغییرات حاصل از یادگیری که بیانگر تلاش ها و فعالیت های معلم، دانش آموز و والیدن گرامی است به کار رود و از نتایج آن؛
1- برای کمک به دانش آموزان در جهت تلاش بیشتر و فعالیت دقیق تر
2- توسط معلم و والدین در جهت برنامه ریزی مناسب تر استفاده شود، این عمل نه تنها ناپسند نیست بلکه عین صواب است.
ب) راهکار دیگری که پیش بینی شده، جایگزینی بازخوردهای کیفی و توصیفی به جای بازخوردهای نمره ای است. نمره برای دانش آموز فقط به عنوان علامتی است که برخی از رفتارهای خوشایند و یا ناخوشایند دوستان، معلمان، اولیا و دیگران را به دنبال دارد. اما تأثیری در شناخت نقاط قوت، ضعف، توانمندی ها و محدودیت ها ندارد. اما باز خوردهای کیفی به دانش آموزان انگیزه و تلاش بیشتر در یک فضا و شرایط آرام و برای معلم، توجه دقیق بر ابعاد یادگیری دانشآموزان و برای اولیا آگاهی از وضعیت تحصیلی و وظیفه و مسوولیتی که در قبال آن دارند، می دهد. نباید حذف نمره را از بازخوردهایی که به دانش آموز داده می شود با حذف ارزشیابی، یکسان تلقی کرد. ارزشیابی به صورت دقیق تر، کامل تر، با ابزارهای مناسب تر با هدف یاری به دانش آموز و اولیا آنان در طول سال تحصیلی انجام می شود؛ اما نتیجه با کلمه، عبارت، جمله و ... اعلام می گردد.
اگر یادتان باشد گفته شد از جمله مشکلات ارزشیابی فعلی کم توجهی به تمامی آموخته ها و یادگیری های دانش آموزان، مثلاً در زمینه علاقه، انگیزه، احساسات، نگرش ها، توانایی ها، مهارت ها، کارهای علمی و ... است. مواردی که به جرأت می توان گفت هدف اصلی و اساسی دوره ابتدایی رشد و شکوفایی آنهاست، که در ارزشیابی توصیفی برای هر یک از آنان ابزار و گروه، روش مشاهده و ابزاری تحت عنوان سیاهه رفتار در نظر گرفته شده است. بنابراین، معلم گرامی ضمن توجه به این بعد یعنی بعد اجتماعی، آن را با روش و ابزار درست ارزشیابی میکند و اطلاعات حاصله را بررسی، تجزیه و تحلیل کرده و از نتایج آن برای تصمیم گیری درخصوص تنظیم برنامه آموزشی خود و اطلاع به والدین برای فراهم کردن زمینه تلاش و فعالیت بیشتر همراه با انگیزه لازم، به کار می برد.
ج) با توجه به اینکه برگزاری امتحانات در زمانی غیر از زمان آموزش و یادگیری انجام می شود، فاصله زمانی بین آموزش و ارزشیابی و امتحان، آن را به یک موضوع اضطراب آور و نگران کننده تبدیل کرده است. از طرف دیگر براساس نتایج یک یا چند امتحان در مورد آینده دانش آموز تصمیم گیری می شود و این امر باعث شده هم والدین و هم دانش آموزان و حتی معلمان دچار ترس و اضطراب شوند. برای رفع این مشکل در ارزشیابی توصیفی امتحان و آزمون به شکل مستقل و در زمان ویژه برای آن کار وجود ندارد. بلکه معلم در زمانی که مشغول آموزش و دانش آموز در حال یادگیری است، آزمون های مورد نظر اجرا شده و همزمانی ارزشیابی و آموزش و یادگیری ضمن حذف اضطراب ناشی از حضور در جلسات امتحانی، آن را به مرحله ای از یادگیری و جزء فرآیند یادگیری تبدیل می کند.
د) مشارکت و همکاری در هر کاری علاقه و تعهد افرا را به آن کار افزایش می دهد. از آنجایی که ارزشیابی تحصیلی در طرح ارزشیابی توصیفی یک فرصت یادگیری تلقی می شود و برای یادگیری و بهبود شرایط آن انجام می گیرد، مشارکت دانش آموز و وابدین در این موضوع در کنار معلم بسیار ارزشمند و حیاتی است. زیرا دانش آموز با بررسی روند تلاش خود از همان ابتدا مدیریت و فرایند های یادگیری خود را بتدریج بر عهده می گیرد و والدین نیز با مشارکت در امر ارزشیابی فرزندشان ضمن احساس وظیفه بیشتر، برنامه ریزی های آگاهانه تری برای بهبود وضعیت تحصیلی آنها انجام می دهند.
ه- و بالاخره در ارزشیابی توصیفی تمام تلاش معلم، والدین و خود دانش آموز در طول سال صرف فرایند«ارزشیابی شناخت از وضعیت یادگیری - تلاش برای یادگیری بهتر - ارزشیابی شناخت بیشتر و دقیقتر - تلاش برای یادگیری بهتر» می شود و دانش آموزان فرصت جبران کاستی های احتمالی متراکم نشده و تا پایان توبت اول یا سال حفظ نمی شوند، بلکه هر زمان که شناسایی طرح، اصل بر ارتقاء دانش آموز به پایه بالاتر است و فقط معدود دانش آموزانی که مشکل جدی در توانمندی های عقلی و ... دارند بنابر اصل «هر دانش آموزی با توجه به تفاوت های فردی به زمان متفاوتی برای یادگیری نیاز دارند» تکرار پایه می نمایند.
محاسن ارزشیابی توصیفی و ضعف های ارزشیابی فعلی در زیر آمده است:
محاسن ارزشیابی توصیفی
1 شناخت عمیق تر و دقیق تر از دانش آموز
2 کاهش اضطراب نامطلوب و فعالیت های دانش آموز در کنار موفقیت
3 توجه به تلاش ها و فعالیت های دانش آموز در کنار موفقیت
4 به خدمت گرفتن ارزشیابی برای آموزش و یادگیری بهتر
5 مشارکت دانش آموز و والیدن در ارزشیابی
6 حمایت از کودک و توجه به حقوق آن در کلاس و مدرسه
7 ایحاد فضای محبت و همدلی بین دانش آموزان
8 شناسایی مشکلات یادگیری در زمان مناسب و تلاش برای رفع آن
معایب ارزشیابی فعلی
1 محدود شدن به ارزشیابی از دانش آموز و اطلاعات
2 اضطراب آور بودن نمره و امتحان
3 کم توجهی به تلاش ها و فعالیت ها و تأکید بیش از حد بر موفقیت
4 تفکیک یادگیری از ارزشیابی
5 ایجاد فضای رقابتی، البته ناسالم در بین دانش آموزان
6 کم توجهی ابعاد عاطفی و مهارتی
7 کم توجهی به ویژگی های سنی، شرایط روحی کودک
8 عدم توجه به مشکلات یادگیری و توجه صرف به نمرات پایانی
منابع :
1- ارزشیابی در خدمت آموزش مؤلف طاهره رستگار ناشر: موسسه فرهنگی منادی تربیت
2- مقدمه ای بر ارزشیابی کیفی آموخته های فراگیران تألیف و تدوین: مهدی فراهانی ناشر: موسسه فرهنگی منادی تربیت چاپ اول1384
3- رشد آموزش ابتدایی دوره فهم دی ماه 1384
4- رشد معلم دوره بیست و چهارم اسفندماه 1384
5- روش های اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی دکتر علی اکبر سیف تهران نشر دوران 1375
6- ارزشیابی توصیفی الگویی نو در ارزشیابی تحصیلی مؤلفان: دکترمحمدحسنی-دکتر حسین احمدی – چاپ اول= 1384.
7- رشد مهارت نقد خود
نظرات ()تربیت ازراه الگو:
پدران اگر بخواهند فرزند خویش را تربیت نمایند وبه او شیوه زندگی یاددهند باید مدل والگوی راه وروشی باشند که برای فرزند خویش خواستارندپدرانی که بین عمل وگفتارشان فاصله باشد وپدرانی که فرصت کافی برای ارتباط با فرزند خویش ندارند هرگز الگوی خوبی برای فرزندان خود نخواهند بود
نظرات (): اصول آموزش و پرورش در دوره ابتدائی
آموزشهائی که به کودکان دبستانی داده می شود، به ویژه آموزشهای دینی و اخلاقی با ویژگیهای روانی و بدنی آنان متناسب و هماهنگ باشد . 2_ چون کودکان دبستانی به تقلید آگاهانه می پردازند، پدر و مادر و سایر مربیان آنان باید واجد فضایل اخلاقی باشند، به اجرای احکام دینی مقید گردند و خود الگوی شایسته ای باشند. 3_ در تعلیم و تربیت کودکان دبستانی به تفاوتهای فردی آنان توجه نموده و باور داشته باشند که این نیستند باید از آنان انتظاراتی متناسب با توانایی شان داشته باشند .
_ از متکی بار آوردن کودکان دبستانی به والدین و یا دیگران خودداری کنند . 5_ زمینه هایی فراهم کنند تا شاگردان دبستانی فعال گردند و به تدریج با روشهای خود آموزی آشنا شوند . 6_ فضای خانه و مدرسه را برای بروز استعدادها و علائق کودکان مساعد سازند و از طریق نقاشی ، خط ، قصه گویی و … به پرورش استعدادهای هنری آنان کمک نمایند . 7_ کنجکاوی را در کودکان دبستانی تقویت کنند و زمینه بروز خلاقیت و ابتکارات آنان را فراهم سازند . 8_ به تربیت بدنی و ایجاد عادات بهداشتی در کودکان توجه گردد . 9_ نظر به اصل لزوم مشارکت دو نهاد خانه و مدرسه در آموزش و پرورش کودکان ، والدین نیز باید با روشهای آموزش و پرورش فرزندان دبستانی خود آشنا شوند و بین این دو نهاد در این زمینه هماهنگی صورت گیرد . 10_ در تنظیم برنامه و اتخاذ روشها ، فعالیت و بازی باید به عنوان محور عمده ، مورد توجه قرار گیرد . 11_ پرورش حواس کودکان در این دوره مد نظر قرار گیرد . 12_ به تربیت شخصیت و رشد همه جانبه کودک در ابعاد « جسمانی ، شناختی ، عاطفی و اجتماعی » توجه شود . 13_ لازم است از طریق شرکت دادن کودک در امور مدرسه و سپردن وظایف مناسب به آنان ، به پرورش اجتماعی کودکان توجه نمود و به تدریج این اصل را به فعالیتهای بیرون از مدرسه تسری داد . 14_ به هنگام آشنا کردن کودکان با مقدمات زبان و ادبیات فارسی باید متونی را انتخاب کرد که برای کودک قابل فهم و جاذب باشند . 15_ باید مدت توقف دانش آموزان دبستانی در کلاس درس و در مدرسه با توانائیهای جسمی و روانی آنان متناسب باشد و در برنامه های درسی نیز از این اصل پیروی گردد . 16_ در کلاسهای چهارم و پنجم این دوره که آثار بلوغ به تدریج بویژه در دختران ظاهر می شود، باید کودکان را با تحولات جسمانی و روانی خود در حد امکان آشنا کرد . 17_ باید راه یاد گرفتن را به کودکان آموخت و آنان را بهیادگیری علاقه مند نمود
اهمیت این دوره ، صاحبنظران را بر آن داشته تا با ذکر اهداف دوره ابتدائی ، ضمن آشنایی دستاندرکاران آموزشی در مدرسه ، جهت آگاهی هر پدران و مادران نیز اقدام موثری نمایند. این آشنائی سبب می شود تا بدانیم که : در دبستان چه انتظاری از کودکان داریم؟ این اهداف در سه حیطه شناختی ، عاطفی و روانی – حرکتی تقسیم می شود با مرور سطور پائین اهداف فوق مشخص تر خواهد شد. 1 – آموزش خواندن ، نوشتن ، حساب کردن و استدلال کردن از کلاس اول دبستان به بعد و تقویت تدریجی این گونه مهارتها. 2 – آموزش تدریجی رموز خلقت به کودک ، جلب توجه او به مبدا هستی و آشنا ساختن با زندگی پیمبران و ائمه معصومین و یاد دادن قرآن مجید در حد درست خوانی. 3 آموزش اطلاعات مقدماتی بهداشتی ، ایمنی و ایجاد عادات بهداشتی. 4 – آموزش اطلاعات ساده راجع به محیط طبیعی و اجتماعی 5 - آموزش هنر برای پرورش استعداهای هنری. 6 – پرورش تن و روان و حفظ سلامت جسمی و روانی و شادابی کودک. 7 – آشنا ساختن دانش آموزان با آداب و رسوم اجتماعی و ارزشهای اسلامی و میهنی و علاقمند ساختن آنان به نظم ومسئولیت پذیری ، همکاری و تعاون
مقررات انظباطی دردانش آموزان :
- رعایت شعائر دینی وادب و احترام نسبت به مدیر معاون معلمان مربیان و دیگر کارکنان مدرسه.
رعایت حسن رفتار و اخلاق و همکاری با سایر دانش آموزان -
- سعی شایسته در تحصیل رعایت مقررات آموزشی و تربیتی انجام -فرائض دینی و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی مدرسه.
حضور به موقع در مدرسه و خروج از آن در پایان ساعات مقرر.(حضور در مدرسه در غیر ساعات مقرر برای استفاده از زمین ورزش آزمایشگاه کتابخانه فعالیتهای پرورشی و …منوط به اجازه ولی دانش آموز و موافقت مدیر و به سر پرستی او یا یکی از کارکنان مدرسه مجاز خواهد بود)
- حضورمرتب درمدرسه وکلاس درس درتمام مدتی که مدرسه رسما دایراست- رعایت بهداشت ونظافت فردی وهمکاری با دانش آموزان دیگر ومسئولین مربوطه
استفاده از لباس ،کفش ، جوراب ساده ومناسب ورعایت حجاب مناسب برای دختران
خوداری ا ز به کاربردن وسایل تجملی وآرایشی وپرهیز از همراه آوردن اشیاء گرانبها ووسایل غیر مرتبط با امورتحصیلی به مدرسه خودداری از خرید وفروش در مدررسه به غیر از مواردی که در آیین نامه شرکت تعاونی دنش آموزان پیش بینی شده است مراقبت از وسایل شخصی واهتمام در حفظ ونگهداری اموال ، تجهیزات وساختمان
مسئولین مدرسه هیچگونه مسئولیتی در قبال ایاب وذهاب فرزندان شما عزیزان نخواهند داشت .
یادگیری مشارکتی :
پژوهشهای فراوانی نشان داده است که درگیر شدن فعالانه در یادگیری به یادسپاری بهترفهم بهتر و کاربرد فعالانه دانش منجر میشود. یک بعد اجتماعی یادگیریکه معمولا" یادگیری مشارکتی یا یادگیری از طریق همیاری نامیدهمیشوداغلب نههمیشه یادگیری رابسط وتوسعه میدهد. گاهی درگیر کردن دانشآموز در فرایند اکتشاف یا کشف دوباره به او شور و شوق فراوانی میبخشد و فهم عمیقتری به ارمغان میآورد. این استدلالها، به صراحت روشهای تدریس ساختن گرایانه را توصیه میکنند. اما دشواریها و مشکلاتی نیز در این میان وجود دارد. معمولا" نسبت به روشهای سنتی، روشهای سازندگی به وقت بیشتری در کلاس نیاز دارند .
مهارتهای زندگی کودکان :
مهارتهای پایه شامل: "شنیدن، سخن گفتن، خواندن و نوشتن " به نحو مطلوب مهارتهای روزمره (بقاء) شامل: ریاضیات، برقراری ارتباط با دیگران، رعایت اصول اولیه بهداشت و ایمنی، نگهداری خردسالان، پرهیز از خشونت، صرفهجویی، حفظ امانت، و نیز انجام کارهای فنی و پژوهشی ساده وارائه به صورت کنفرانس در جمع همسالان وبزرگسالانوانجام تکالیف دینی و بالاخره استفاده از رایانه را میتوان جزو مهارتهای زندگی کودکان در عصر حاضر معرفی کرد.
بازی :
بازی ، تمرین زندگی است به یقین بهترین فعالیتی که کودک شما می تواند انجام دهد ، بازی است بازی های فردی وگروهی می توانند فرزند شما را باروشی هدفدار وتجربی وسودمند با محیط اجتماعی وآینده ای که پیش رو دارد آشناکنند درحقیقت بخش اعظم لحظات شیرین زندگی کودک را بازی تشکیل می دهد . کودک دراولین سال های حیات خود ، کنترل روی حرکات خود را از راه بازی وپرورش می دهد وحتی بسیاری از خواسته هایش را نیز از طریق شما درسال هایی که به دبستـان ومهـدکـودک نمـی رود آموخته هایش را از طریق حواس خود می آموزد . این تجربه های به ظاهر ساده درحقیقت زمینه ساز رشد توانایی ها ی جسمی واستعدادهای ذهنی اوبه شمار می رود . شما دراین زمان به کمک بازی های گوناگون می توانید به بهترین نحوممکن بسیاری از آموختنی ها را به کودک خودبیاموزید . همچنین می توانید فعالیت ها ومسئولیت هایی را که فرزند شما درآینده برعهده خواهد داشت ویا به انجام خواهد رسانید درقالب بازی های جالب ودوست داشتنی وبخصوص به صورت گروهی برای اوتداعی کنید وتوجه داشته باشید که نـوع ونحوه بازی کـودک شما به سن او جنسیت او، ضریب هوشی او و …. بستگی دارد ضمناً در نظر داشته باشید که یکی از مهم ترین مسائلی که دربازی کودکان باید مورد توجه بسیار قرارگیرد ، اسباب بازی هایی است که دراختیارکودک خود می گذارید . وسایل بازی کودکان باید حس کنجکاوی آنها راتحریک کرده بی خطرباشند باقیمتی مناسب تهیه گردند وکودک به گونه ای آنها را دراختیار داشته باشد که احساس مالکیت خود را نسبت به آنها از دست ندهد . بخصوص کاربرد اسباب بازی ها را می بایست برای اوگونه ای شرح داده وآموزش دهید که حس خلافیت وکنجکاوی اورا ازبین نبرده واشباع نسازید توجه کنید که اسباب بازی نباید به عنوان یک شیء تزئینی تلقی شود وکودک از آن دوربماند . ضمن آنکه نباید هیچ گاه فراموش کنید که کودک شما می تواند درخیال خود نیز اسباب بازی ها وروش های خاصی داشته باشد . هرگز او را از خیالبافی وغرق شدن دررویا برحذرندارید و اورا سرزنش نکنید وتوجه داشته باشید که رویا بخشی از زندگی اوست که دربسیاری موارد به واقعیت تبدیل می شود . حتی اگر از نظر شما این امر غیر ممکن باشد ! نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت باشید آن است که کودکان شما درهرکاری که انجام می دهند وبخصوص به هنگام بازی، تمایلی غریزی از خود نشان بدهند
که ممکن است درک مسئله برای شمادشوار باشد بااین همه توجه داشته باشیدکه کودک با بازی درحقیقت درذهنش بخشی اززندگی خودرامی گذراند وآن را لحظه به لحظه تجربه می کند . اودراین حالت قدرت اختیار وسلطه کامل می خواهد و بسیاری مسائل را تجربه می کند . عروسک وبرخورد دختر شما با اومی تواند دلیلی براثبات این مدعا باشد . تصورنکنید بازی فرزند پسر شما که ممکن است ظاهری خشن داشته باشدازاین اصل مستثنی است . اگر فرزند شما درنقش یک سرباز می جنگد وفریاد می زند و از مسـواک به جای سرنیزه استفـاده می کـند واهداف خشنی را مجسم می کند این امر مسله ای منفی است زیرا برخلاف تصورشما این اعمال هدفی مفید را دنبال می کند وبرعکس آنچه می پندارید بازی جنگ ، حتی به قیمت خراش ها وکوفتگی ها یی که دارد اورا به سوی دفاع از باورها وتصمیماتی که دارد سوق می دهد . همراهی او و اینکه به کودک خود اجازه بدهید به میل خود ودرجهت درست و متفکرانه و با اختیار بازی کند ، به او آموزش می دهد که چگونه یک زندگی کامل را تجربه کند و از یک همزیستی مسالمت آمیز ودرعین حال دموکراتیک لذت ببرد البته باید توجه داشته باشید که بـازی به تنهایی رشـد کـودک را تـأ مین نمی کند . اینکه بـه اواجـازه بـازی شرایطی را بدهیم وتمامی هوس های اورا برآورده سازیم نیز روشی نادرست است . کـودک شمـا باید به هنگام حضور درمدرسه جدی بودن درس رادرک کند وهمین جدی بودن باید او را جذب نماید درعین حال با یک زمانبندی دقیق ودرست که باتوجه به روحیات فرزند شما شـکل می گیرد باید به اواجازه بازی آزادانه بدهیم تا هیچ گاه احساس نکند بدون دلیل روشن اختیار او را ازوی سلب کرده ایم . زیرا کودکان برای آنکه بیاموزند باید احساس آزادی وانتخاب را تجربه کنند پس بهتر است این بار که کودک شما از مدرسه به خانه بازگشت به هنگام دیدن تمایل اوبرای بازی قبل از انجام تکالیف مدرسه تأمل بیشتری بـرای این جملـه به خرج بدهید که معمـولا می گوئید
چراکه نیاز به بازی هرگز با انجام تکالیف مرتفـع نمی شود شما می توانـید با ابداع روش های سـاده آموزش وانجام تکالیف مدرسه را با بازی کودک خود پیوند بزنید وبه نتیجه ای پرباردست بیابیدپس بهتر است از این پس به بازی کودکان خود به گونه ای نگاه کنیم که گویی روش زندگی آنها را می نگریم وحرف های دلشان وایده ها واهدافشان را می شنوی.
کار تجسم عشق است
زندگی به حقیقت ظلمت است ، مگر شوق وشور درمیان باشد.
وشوق وشور کور وبی هدف است مگر دانش درمیان باشد.
ودانش پوچ وبی حاصل است مگر کار درمیان باشد .
وکارتهی وبی جان است مگر عشق درمیان باشد .
وهنگامی که باعشق کارمی کنی خود را باخود وبامردم وبا خدا پیوند می دهی .
واکنون باتوبگویم کار باعشق چیست ؟
کار باعشق آن است که پارچه ای را با تاروپودقلب خویش ببافی .
بدین امید که معشوق توآن را برتن خواهدکرد.
کا ربا عشق آن است که خانه ای را باخشت محبت بنا کنی ، بدانی امید که کار باعشق آن است که دانه ای را بالطف ومهربانی بکاری وحاصل آن را بالذت درو کنی چنان که گویی معشوق تو آن را تناول خواهد کرد . ومحبوب تو درآن زندگی خواهدکرد.
وبالاخره کار باعشق آن است که هرچیز را بانفس خویش جان دهی و بدانی که تمام پاکان وقدیسان عالم درکار تو می نگرند.
کار، تجسم عشق است
کار، عشق مجسم است
اگر نمی توانی باعشق کارکنی ، اگر جز با ملامت وبیزاری کاری ازتو برنمی آید،
بهتر است کار خود را ترک کنی وبردروازه معبر بنشینی .
وصدقات کسانی را که باعشق کارمی کنند بپذیری .
زیرا اگر بی عشق پخت کنی ، نانی تلخ ازتنور به درخواهد آمد که گرسنه را نیم سیر گذارد،
واگر با صدای فرشتگان آواز بخوانی ، وتو را به آن آواز ، عشقی نباشد ، گوش آدمیان را آشفته می کنی ،
وآنان را ازشنیدن آوای روز ونجوای شب محروم می داری .
نظرات ()
|
|
این هم فن آموزش ادبیات برای پنجم ها :
«بسم الله الرحمن الرحیم»
حرف :
ا،ب،پ،...
کلمه:
از دویا چند حرف تشکیل میشود.( به استثنای حرف ربط و بقیه حروف به تنهایی استعمال نمیشوند.)
جمله :
دو یا چند حرف تشکیل کلمه داده . کلمه نیز جمله ممکن ایت یک کلمهای باشد.
مثل : شکست. و ممکن است از دو یا چند کلمه تشکیل شده باشد مثل: او رفت، یا دانشآموزان کوشا موفق میشوند.
- خلاصه اینکه جمله یک یا چند کلمه است که با هم معنی کاملی را می رساند در نتیجه جزء اصلی هر جمله (فعل) خواهد بود.
تشدید:
هرگاه در یک کلمه دو حرف هم جنس در کنار هم قرار گیرند یعنی یک حرف دوبار تکرار شده باشد بطوریکه حرف اول ساکن و حرف دوم دارای حرکت باشد در اینصورت حرف اول را حذف و در بالای حرف دوم تشدید میگذارند. مانند مٌحَمْمَدْ که بصورت محمّد نوشته میشود.
انواع کلمه :
کلمات فارسی به هشت نوع تقسیم میشوند که عبارتند از:
اسم،فعل،صفت،حرف اضافه،حرف ربط،شبه جمله یا صوت
اسم:
کلمهای است که برای نامیدن کسی یا چیزی یا جانداری بکار میرود که ممکن است بر دو نوع باشد:
مفرد یا جمع.
اسم مفرد بریک فرد یا چیز و اسم جمع بر دو یا بیش از آن تعداد دلالت میکند.
علامتهای جمع :
1- ها:
کلیه اسمها را میتوان با ها جمع بست مانند انسانها- کتابها- مردها
2- یها:
کلماتی را به الف ختم میشوندگاهاً با «یها» جمع میبندند مثل پا! پایها
3- ان:
در فارسی بیشتر برای جمع بستن جانداران بکار میرود مانند مردان- اسبان- موران. البته در سخن عادی اغلب این کار را با «ها» جمع میبندند: مردها،اسبها،مورها
4- یان:
در کلماتی که به الف یا واو ختم میشوند به جای «ان» ،یان را به آخر آنها میافزایند مانند آشنایان- گدایان-دانشجویان. کلمات ایرون،بازوان،زانوان، از این قاعده مستثنی هستند.
کلمه نیا در اصل پهلوی نیاک بوده که در جمع بصورت نیاکان جمع بسته میشود.
5- گان:
کلمهای را که بتوان با«ان» جمع بست اگر آخرشان به«های غیر ملفوظ» ختم شود های آنرا به «گ» تبدیل میکنیم:ستاره ! ستارگان
مورچه: مورچگان،شوریده: نویسنده:نویسندگان
6- ات:
نشانه جمع عربی با این حال بعضی از کلمات فارسی را نیز با آن جمع بستهاند